زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

نویسندگان

«روزهایی سیاه و سفید، آدم های سیاه و سفید»

چهارشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۴، ۰۶:۰۴ ب.ظ
هوالمحبوب

روزهایی در زندگی هست، که مجبور می شوی به یک رابطه پایان دهی.

روزهایی هست که مجبوری به یک دوستی احمقانه پایان دهی؛  بدون اینکه یک نقطه در پایان آن بگذاری.

روزهایی هست که مجبوری آدم های دوست نداشتنی زندگی ات را بیرون کنی و به جای خالی شان خیره شوی و یک آه بلند و از ته دل بکشی.

روزهایی هست که دیگر از درک نشدن خسته می شوی از عمق فاصله ای که بین تو و آدم های مختلف زندگی ات ایجاد شده به ستوه می آیی.

روزهایی هست که تصمیمی میگیری که ببخشی، فراموش کنی، بگذری و سکوت کنی.

روزهایی هست که به جای خالی آدم های گذشته نگاه میکنی و فکر میکنی چقدر خوب که دیگر ندارمش و چقدر خوب که جایش دیگر خالی نیست.

اما...اما روزهایی هستند، آدم هایی هستند، لحظه هایی هستند که میخواهی اما نمیتوانی کنارشان بگذاری....

«روزهایی سیاه و سفید، آدم های سیاه و سفید، خاطره های سیاه و سفید»

مدام در ذهنت پلی می شوند و تو با روزهای سفیدش اوج میگیری و با روزهای سیاهش به حضیض می رسی.

آدم هایی هستند که نمیتوانی بدون دلیل کنارشان بگذاری.

رابطه هایی هستند که مدام میخواهی یک نقطه ی پایان در ته اش بنشانی و خودت را خلاص کنی.

اما آدم این رابطه از جنس رابطه های دیگر نیستند.

هم دوستش داری هم نداری...

هم جایش خالی است و هم نیست...

هم میخواهی فراموشش کنی و هم نمیخواهی....

آدم هایی که فرار میکنند از پاسخ دادن آدم هایی که میترسند از توضیح دادن آدم هایی که سکوت میکنند در لحظه های که باید پاسخ گو باشند آدم هایی که میبینند اما نگاه نمیکنند آدم هایی که چشم دارند اما نمیبینند آدم هایی به غایت حقیر که حتی جرات نقطه شدن را هم ندارند...

امان از رابطه های بی نقطه و آدم های سیاه و سفید



  • نسرین

یاد بعضی نفرات

نظرات  (۹)

Thanks for finally writing about > «روزهایی سیاه و سفید، آدم
های سیاه و سفید» :: زمزمه های تنهایی
پاسخ:
کاش تکلیفم باهات روشن بود!
هعی روزگار...
برای من این آدمایی که میگی تعدادشون خیلی زیاده ولی خب نمی تونم کاریش کنم....
پاسخ:
لامصب نمیدونه آدم چیکارشون کنه!!
  • عــ ـاکـ ـف ...
  • بعضی آدم ها را باید فقط از "دور"
    دوست داشت!!
    نزدیکی زیاد،
    کیفیتشان را پایین می آورد....!
    .
    پستتون برام زیادی قابل درک بود...!
    پاسخ:
    کامنت شمام برای من زیادی قابل درک بود بزرگوار:)
  • صحاف امین
  • خدا را شکر که زمان این نقطه های سیاه وسفید را کم کم کمرنگ میکند



    سلام 
    درک نکردم زیاد که دقیقا چه آدمهایی؟؟
    پاسخ:
    سلام
    فکر میکردم واضح نوشتم که!!
    زیبای من
    سیاه اگر چشمِ تو باشد
    سرم که بر زانوانِ تو باشد
    می دانم  شب از چشم های تو می آید
    پنهانی به دره ها می ریزد
    بر کوه ها و دشت ها می گسترد
    دریایی تاریک، زمین را در خود می پوشد
    سیاه اگر چشمِ تو باشد
    روشنای من است ..


    { لوسیان بلاگا }


    شازده کوچولو پرسید :
    غمگین تر از اینکه بیای و کسی از اومدنت خوشحال نشه چیه ؟
    روباه گفت :
    بری و کسی متوجه رفتنت نشه ..

     

    { آنتوان دو سنت اگزوپری }


    47488

    پاسخ:
    چقدر غم انگیز...
    سلام بانو
    زیاد غصه نخورید
    اگر می دونید آن شخص لیاقت دوستی نداشت ، بهش فکر نکیند .
    شاید خوب شما را درک نکنم ، ولی سعی کنید مسلط باشید
    در پناه خدا
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از حضورتون
    سلام دوست عزیز

     مطمئنا شما در روز حداقل  1 ساعت رو تو نت هستید ، خواستم بگم اگه یه سر به وبلاگ من بزنید میتونید ببینید که چقدر راحت بدون سرمایه و بدون هیچ هزینه وکاملا قانونی به درآمد های خوبی از اینترنت برسید.


    لطفا یه بار مطالب داخل بلاگم رو مطالعه کنید ضرر نداره اگر هم سوالی بود هم از طریق وبلاگم و هم از طریق ایمیل یا از یاهو مسنجر در خدمتم و کمکتون خواهم کرد.

    http://etejarat20.rozblog.com


    موفق باشی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">