زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

نویسندگان

صندلی داغ

جمعه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ق.ظ



هوالمحبوب

یه بار قبلا تو چالش صندلی داغ شرکت کرده بودم.

 البته اونجا هم جمعیت خیلی کم بود

 هم اغلب دوست بودیم و همو می شناختیم.

 حس هیجان انگیزی هست

 اینکه ببینی بقیه چه سوال هایی درباره ات داشتن و نتونستن تا حالا ازت بپرسن. 

بفرمایید اینم یه صندلی داغ. هر چه دوست دارید سوال بپرسید. 

من در خدمتم.

  • نسرین

از بی حوصلگی ها

نظرات  (۲۷)

۱. سه وبلاگی که زودتر چراغشون رو خاموش می‌کنی؟
۲. اگر مادر بشی به بچه‌ات پیشنها می‌دی دبیر شه؟
۳. یکی از چیزهایی که باعث می‌شد دبیری رو انتخاب نکنم بچه‌ها بودن. ابتدایی‌ها یه جورن و بزرگترها یه جور. آیا واقعا غیرقابل تحمل می‌شه این مسئله؟ شیطنت بچه‌های کوچیک و گستاخی دبیرستانی‌ها؟
۴. دوتا از بهترین و بدترین خصوصیاتت؟
۵. تا حالا شده بگی خدایا چرا اصلا من پا به این دنیا گذاشتم؟
۶. به نظرت ته خوشبختی و بدبختی یه آدم چیه؟
۷. من پاسخ کامنت‌های خصوصیت رو همیشه پای کامنت خودت می‌دم. آیا می‌خونیشون؟ (چون همیشه جواب ندادی بعدش یهو سوال شد برام که نکنه ندیدیشون و فکر کنی بی‌جواب می‌ذارم خدای‌نکرده)
۸. شماره‌ی هشت... یه چیزی که دلت می‌خواد به امام‌ رضا بگی؟
۹. وبلاگ من رو می‌خونی؟ اگه آره چه نظری راجع بهش داری؟
۱۰. اگر یه دورهمی ده نفره‌ی وبلاگی بذاری کیا رو دعوت می‌کنی؟

مرسی♡
پاسخ:
1- شب تردید، لافکادیو، آقاگل
2- معلمی شغلی نیست که من پیشنهاد بدم یه نفر خودش باید عاشقش بشه
3-نه منم اولش همین حس رو داشتم ولی الان بدون اغراق میگم اونها بزرگ ترین موهبت زندگی من هستن. خیلی از دردهام با وجود اون ها فراموش میشه.
4-بهترینش: بی منت کمک کردن و مهربونی. بدترینش زود عصبانی شدن و زود قضاوت کردن
5- بله مگه میشه نگفته باشم. .ولی معمولا زود پشیمون میشم:)
6- تو خوشبختی لبخند از ته دل و داشتن عشق هایی در زندگی هست که نگاهشون کنی و گل از گلت بشکفه. ته بدبختی سلامتی نداشتن و آرامش نداشتن تو تگ تگ لحظه های زندگیه
7-بله عزیزم می خوندم. ول یچون معمولا نیاز به جواب ندارن دیگه جواب نمیدم. چرا یه چند بارم جواب دادما. قول میدم زین پس جواب بدم.
8- اقا قول و قرارمون چی شد پس نکنه یادتون رفته :)
9-بله میخونم یه چند ماهیه. وبلاگ خوبیه قلم خوبی هم داری.
10- اوووووووووم سخته که: مداد کوچک، بهارنارنج، فاطمه، حریر، هلما، حورا، حوا،مستر علی، دوست کاغذی، ماری جوانا
اول از همه سلام عرض می‌کنم.
1- آخرین شعر، آخرین موسیقی، آخرین کتاب و آخرین فیلمی که دیدی خوندی و شنیدین.
2- چی شد معلم شدین؟ با قصد قبلی انتخابش کردین؟ و آیا اگه برگردید عقب بازهم معلمی رو انتخاب می‌کردین؟ درواقع عنصر عشق چه جایگاهی در معلم شدنتون داشته و داره؟
3- دوست دارین معلم کلاس چندم باشید؟ و دوست دارید خارج از کتاب‌های درسی چه چیزی بهشون درس بدید؟
4- شده از کتابخونه کتابی به امانت بگیرید و برنگردونید؟ :)
5- نظرتون در مورد فرهنگ شهرتون و زبان مادری‌تون چیه؟
6- چی شد که وبلاگ‌نویس شدید؟ و چرا وبلاگ‌نویس باقی موندید؟
7- از کمتر کسی پرسیدم چی شد که با وبلاگ من آشنا شدید. ولی از شما می‌خوام بپرسم. اگه دوست نداشتید پاسخ ندید. :)
سوال دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه. پس یاعلی. عیدتون هم مبارک باشه.
پاسخ:
سلام از ماست
1- آخرین شعر: جهان از چشم های تو شروع می شودو جایی در امتداد آشفتگی موهات بر باد می رود.
آخرین موسیقی: رندانه از منوچهر طاهر زاده
آخرین کتاب مترجم دردها از جومپا لاهیری
آخرین فیلم عصر یخبندان
2- خب وقتی ادبیات میخوندم می دونستم نهایتش معلم میشم. الان حس میکنم هیچ کاری بهتر از معلمی نمیتونه ادم رو بازسازی کنه. معلمی رو شاید اولش از روی عشق انتخاب نکردم ولی از همون روزهای اول تبدیل به یه عشق عجی بغریب شد.
3- همین پایه ی ششم رو دوست دارم. چون هم به حد کافی عاقلن و هم هنوز اونقدر پررو و بی ادب نشدن مث دبیرستانی ها :) خیلی چیزها. ما بحث های رفتاری اخلاقی خیلی داریم تو کلاس.مشاوره میکنیم. مشاعره میکنیم. تلاشم بر اینه که مث ماها نشن. بتونن حرف بزنن بتونن قانون مدار بشن و اگر بخت باهاشون یار بود بتونن شهروندهای بهتری بشن برای این کشور
4- به شدت با این عمل مخالفم نه هیچ وقت چنین جنایتی نمیکنم :)
5- از این بابت خوشحالم که تورکم و اهل تبریز. فرهنگ خیلی غنی، مردم خیلی خوب. همه چی ارومه من چقدر خوشبختم :) ولی یه جورایی شور مهمون نوازی رو در میاریم دیگه
6- به توصیه ی دوستم که گفت نوشته هات یه جایی ثبت میشن که بقیه هم میتونن بخونن اون موقع ها فک میکردم خیلی شاخم تو نوشتن:). چون اینجا تنها جاییه که آرامش میده بهم
7- اسم تون ور تو وبلاگ دوستان میدیدم کنجکاو شدم و اومدم پیگیر نوشته هاتون شدم. خاکش دامن گیر بود دنبال تان کردیم و اینا :)
عید شمام مبارک باشه. علی یارتون
سوالات رو نخوندم
معلم چی هستید؟
عموما چه کتاب های می خونید؟
اهل فیلم هستید؟ چه کشوری؟
آخرین سفر و اولین سفر؟
دانش آموز رو تنبیه می کنید؟
عصبی هستید؟
همین🌷
پاسخ:
کار خوبی کردین
معلم ادبیات هستم
من کتاب های رمان، داستان، شعر و مجموعه های ادبی رو بیشتر میخونم
اهل فیلم هستم بیشتر ایرانی. خارجی رو اگه کسی توصیه کنه نگاه میکنم درگیر کشور خاصی نیستم معمولا
آخرین سفر تابستون پارسال مشهد
اولین پنج سالگی به خرم آباد
بله مگه میشه نکرد؟
تا حدودی
:)
یه مقداری شغل رو آدم حسابی بودن تاثیر داره 
پاسخ:
یه مقدار بله ولی بیشتر به اخلاق و رفتار و تربیتش برمی گرده
خیلی از دکتر مهندس هاشو دیدم که اصلا مناسب ازدواج نبودن
در مقابل کارگرهایی هم دیدم که آدم های لایقی بودن
ترجیح میدم شغلی که داره فرهنگی باشه 
کار فنی خیلی دوست ندارم
دویست تا سوال آماده داشتم اما خیلیاشو این جناب هاتف پرسیدن، لذا مهم هاشو میپرسم:
1. دوست داری چجوری با همسرت آشنا شی؟
2. ازدواج سنتی بهتره یا مدرن؟
3. شخصیت منو چجوری ارزیابی میکنی؟
4. دوتا از آرزوهات که بهشون نرسیدی؟
5. دو تا "چرا" که براشون جواب پیدا نکردی؟
6. به نظرت چرا سن ازدواج رفته بالا؟
7. اگه برادر داشتی (داری؟!) دوست داشتی من عروستون بشم؟
8. یه ضرب المثل قدیمی رو به صورت طنز بازسازی کن.
9. احساست چیه رو صندلی داغ نشستی؟
10. از بین وبلاگ نویسا دوست داری کی بعد از تو روی صندلی داغ بشینه؟
11. به چی خیلی تعصب داری؟
12. ادبیات فارسی یا ترکی؟؟ 
13. چرا ادبیات؟ چرا مثلا ریاضی نه؟
14. رابطه ت با نی نی ها چطوره؟
15. اگه پسر بودی دوست داشتی با کدوم یکی از وبلاگ نویسا دوست بشی (مثلا به قصد ازدواج)

پاسخ:
1- دوست داشتم وسط سالن دانشکده ی ادبیات به هم برخورد کنیم و جزوه هامون بریزه زمین و در یک نگاه عاشق هم بشیم و اینا ولی الان ترجیح میدم تو محیط کارم یا تو انجمن مون با کسی اشنا بشم که حدال بدونم نیاز ینیست بشینم از صفر باهاش شروع کنم
2- مدرنی که با نظارت خانواده ها پیش بره 
3-خیلی فرصت ارزیابی نداشتم ولی در کل دختر شوخ طبعی به نظر میرسی از اون دخترای شیطون و تو دل برو و اینا
4- وکالت و یادگیری ساز
5- چرا همیشه اونی که دلمون میخواد نمیشه؟ چرا هیشکی منو دوست نداره 
6- چون توقع مون از ازدواج بالا رفته و چون روابط ازاد دردسرش کمتر از مسولیت پذیریه ازدواجه!
7- صدر در صد :)
8- چه سوال سختی 
9- حس خوبیه 
10- آقا گل
11- به زبان ترکی، به شهر تبریز، به ادبیات و یه کوچولو به دینم
12- ادبیات فارسی
13- چون از اولش کششم به ادبیات بود هرچند ریاضی رو هم همیشه دوست داشتم و عالی بودم تو درس ریاضی
14- عالی. من عاشق بچه هام در حدی که بقیه مسخره ام میکنن :)
15- با شباهنگ :)
سلااام
۱-دوست داری با شوهر ایندت چجوری آشناشی؟
۲-چند سالته؟
۳-چند تا داداش خواهر داری؟
پاسخ:
سلام
1- والله  سی سال منتظر شدیم آشنا بشیم نشد فک کنم روی این فانتزی کلا باید خط بزنم:)
2- متولد 28 اردیبهشت 1367 هستم یعنی یک ماه دیگه سی ساله میشم
3- دو خواهر و یک برادر
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • @شباهنگ
    آن را که بر مرادِ جهان نیست دسترس
    در زادبوم خویش غریب است و بی شناخت

    پیدا میشه ان شاالله:-)

    پاسخ:
    :)
    ان شاءالله
    سلامَلیکوم (با لهجه ترکی)
    شانس آوردین هااااا صندلی داغتون افتاد روز جمعه و روز تعطیلی

    1-سوال 8 حامد سپر که گفتی عاشق شدم
    اگه اختیار داشتی بازم عاشق شدن رو انتخاب می کردی؟

    2-حرفی ، فحشی ، ته دلت بوده که خواستین بهم بگین و نگفتین؟ :)))

    3-اگه یه زمانی صاحب فرزند شدین، ترجیح میدین تو خونه بمونی و ازش مراقبت کنی ، یا نه میری مدرسه و به بچه های مردم درس میدی؟

    پاسخ:
    سلام

    1- صد در صد
    2- اونا رو میام خصوصی به خودت میگم اینجا زشته زن و بچه ی مردم نشستن :)
    3- ترجیح میدم خودم تربیت شون کنم 
    @ حورا منتظر اتفاقات خوب
    :))) هفت هشت ده روزه که نمی‌پرسم از هیچ کدوم از روی صندلی نشینندگان. گشتم نبود، نگرد که نیست...
    پاسخ:
    دقیقا
    سوال ندارم
    پاسخ:
    :)
    سلام 
    خودت با زبون خوش اعتراف کن چیزهایی که باید بگی و نگفتی و در آخر بگو چرا و به چه علت؟! 
    پاسخ:
    :))
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • سلام:-) خوبی؟
    کدوم جنبه معلم بودن رو خیلی دوست داری؟
    دوست داری مدیر یه مدرسه باشی؟ یا معلم بودن رو ترجیح میدی؟
    از چه زمانی به معلم شدن فکر کردی؟
    دنبال چه کاری دوست داشتی بری و چرا نرفتی؟
    نظرت در مورد هاتف و سوالاش چیه؟ :|
    موقع عصبانیت چیکار میکنی که آروم بشی؟
    چرا شباهنگ اینجا در مورد مرادش سوال نپرسید؟!

    پاسخ:
    سلام گلم خوبم خوبی؟
    اینکه میشی محرم اسرار بچه ها و میتونن بهت اعتماد کنن و تو ور دوست خودشون بدونن نه اون حالت رئیس مرئوسی که ما با معلم هامون داشتیم.
    نه به هیچ عنوان معلم بودن رو ترجیح میدم.
    از وقتی که ادبیات قبول شدم :)
    دنبالش که نرفتم همیشه تلاشم برای وکیل شدن بود که مامان مخالفت کرد پیام نور قبول شده بودم
    دنبال خبرنگاری هم تنبلی خودم مانع شد که برم متاسفانه!
    فعلا ترجیح میدم چیزی درباره اش نگم!
    یکم داد میزنم بعد پناه میبرم به اتاقم و یه چیزی می نویسم.
    نمیدونم لابد میدونست منم خبری ازش ندارم:)
    ای خِداااااااااااااااا.
    این جناب هاتف چه سوالی پرسیده خداییش. :))
    پاسخ:
    نمیدونم این چه جوری اینا رو وقت میکنه بنویسه خدایی:)
    ۱. چه حسی داری از اینکه اسمت نسرینه و منم اسمم نسرینه؟ :))
    ۲. چند ساله بلاگری؟
    ۳. کدوم وبلاگ‌ها رو همیشه همه‌ی پستاشونو با کامنتاشون می‌خونی؟
    ۴. برای کدوم وبلاگ‌ها معمولا کامنت می‌ذاری؟
    پاسخ:
    1- حس خوبیه مخصوصا اینکه هر دومون تبریزی هم هستیم!
    2- 5 ساله
    3- وبلاگ هایی که خیلی دوست دارم کامنت دونی شون بسته است. وبلاگ نیکولا، ماری جوانا، و خیلی های دیگه
    4- معمولا وبلاگ هایی رو که دنبال میکنم میخونم و تا حد ممکن کامنت میذارم. برای آقا گل، هلما، حورا، و ....
    سلام
    اولش بگم بنظرم از صندلی داغهای بعدی این هاتف رو بذارین آخرین نفر سوال بپرسه اونقدر سوال پرسیده که الان حسش نیست همشو بخونم ببینم چیو نپرسیده که ما بپرسیم:))

    بعدشم از یه معلم ادبیات چی میشه پرسید انگار آدمو صدا کرده پای تخته درس بپرسه ما هم که درس خووووون :)))) هیچی بلد نیستیم که:))

    چندتا سوال میپرسم اگه تکراری بود جواب نده
    1. اگه معلم نمیشدی دوست داشتی چه شغلی داشتی؟
    2.رفیق فابریک چندتا داری چه مجازی چه حقیقی؟
    3. دلار چرا اینجوری میشه؟
    4. اهل طلا هستی؟
    5. چرا ما اینقدر به شغل معلمی حسودی میکنیم البته بیشتر به زمانش؟
    6. رابطه ت با بچه های کلاست چطوریه؟
    7. شبیهه کدوم هنرپیشه یا شخصیت کاتونی هستی؟
    8. عاشق شدی ؟
    9. چرا زمزمه های تنهایی؟
    10. با سلبریتی ها ازدواج میکنی اگه بله با کدومشون؟
    11. حجاب اجباری آری ؟ نه ؟
    12. یه بیت شعر که دوسش داری بخون؟
    13. به کدوم سبک شعر یا کدوم شاعر علاقه مندی؟
    14. تقصیر کی بود که تصمیم کبری و کوکب خانوم از کتاب فارسی حذف شد؟ و چرا حذف شد؟
    15. درس وکلاس و معلمی که از همه بیشتر دوست داشتی بگو؟

    ممنون شاد باشی
    پاسخ:
    سلام
    ایشون معمولا سوالات شون فلسفی طوره خیلی به صندلی داغ و ماهیتش ربط نداره
    بعدشم من از اون معلم های دهه شصت و هفتاد نیتسم من تو کلاس بیشتر از بچه ها شیطنت میکنم اغلب:)
    خلاصه که شما راحت باشید:)
    1- من از بچگی عاشق وکالت و خبرنگاری بودم
    2- رفیق فابریک دو تا دارم تو دنیای واقعی. مجازی هم دوست زیاد دارم ولی فابریک فقط یکی
    3- نمیدونم که از اقتصاد هیچی بلد نیستم متاسفانه:)
    4- در حد نرمال
    5- به ساعت کاری کمش؟ فک میکنم چون تجربه اش نکردین. معلمی کار راحتی نیست برعکس تصور عموم 
    6- عالی در حد تیم ملی
    7- تا جای یکه خودم میدونم شبیه هیچ کدوم نیستم
    8- بله
    9- چون واقعا اینجا زمزمه های یمی کنم که تو دنیای واقعی شنیده نمیشن
    10- نه نمیکنم چون سراسر دردسره
    11- خودم چادری ام ولی با حجاب اجباری هم مخالفم چون نتیجه اش همینی هست که داریم میبینیم!
    12- دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس/ که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
    13- از یه ادبیاتی سوال سختی پرسیدین. از سبک های کهن سبک عراقی و در راس شون مولوی و حافظ. از معاصر ها، مصدق، اخوان، منزوی، و جدیدی ها، کاظم بهمنی،مهدی فرجی، حسین جنتی و....
    14- چون در سال 89 تصمیم گرفته شد که پایه ی ششم اضافه بشه به ابتدایی و به همین دلیل کتب درسی دچار تغییرات فاحشی شدن خب طبیعی بود که درس ها باید به روز تر می شدن. تصمیم شورای عالی سیاست گذار یو تالیف کتب درسی بود یحتمل:)
    15- درس تاریخ آقای غفاری فارسی خانم دشتی درس مطالعات اجتماعی خانم پاشایی
    دوست داری همسرت شغلش چی باشه؟ 
    پاسخ:
    ترجیح میدم آدم حسابی باشه شغلش خیلی مهم نیست
    ۱۰۰. در مورد اینا یا جواب یک کلمه ای بده یا جمله بگو
    مادر . فرزند . دختر. زندگی . هندونه . تابستون . خنده . موسیقی . غذا . کشتی . کاراته . جنگل . بوی مستراح . کتاب . خودکار . حریر . موبایل . نامه . گریه . دستمال . بارون . هاتف . دروغ. ریا . دین . تتلو . عطر . کوچه . آسمون . احسان خواجه امیری . همایون شجریان . مهران مدیری . علی دایی . محسن طنابنده . سیروس مقدم . علیرضا طلیسچی . مایکل جکسون . مدونا . پازل بند . تابلو . دوستی. تلاش . خودباور . دماوند . مشهد . تهران . سایت . رمضان . دفتر . بوی نم . کاغذ . آب . آتش . قهوه . خیار . روانشناسی . وبلاگ . آلما . احسان . الهام . توکا. حوا . دکتر میم. لافکادیو . مترسک . جیم . دچار . مریم . علی کافه چی. جولیک . سلوچ. شباهنگ . آقاگل نیکولا . ماری جوانا . دمبل . حباب . دندون . بی خوابی . عید . بهار. به وقت شام . مستعار . کوه . ترکی . سکو . هدیه . گل . عطر .بوی خیار .دعا . آرش و تهمینه . نسرین . عشق
    ۱۰۱ . دوست داشتی اگر اسمت نسرین نبود چی بود?
    ۱۰۲. نظرت در مورد من چیه؟
    ۱۰۳. وبلاگمو نقد کن . با کمال میل میشنوم :)
    پاسخ:
    100- عشق، نمک زندگی، همه چی تموم، خوبه، شیرینش خوبه، عاشقشم، از ته دل، جذابه، عشقمه، قدیما بهتر بود، اهلش نیستم، خیلی دوست دارم جنگل رو، ..... ، بهترین همدم من، خودکار یار همیشگی من، لباسش قشنگه، کاش نبود، دوست دارم دریافت کنم همیشه، گاهی لازمه، همیشه باید تو جیبت باشه، عاشق قدم زدن زیر بارونم، هاتف رو نمی شناسم ولی خیلی پشتکار قوی باید داشته باشه و همین قابل ستایشهJ ، دروغ و ریا به یک اندازه نفرت انگیزن، دین اگه خوب جا بیوفته هدایتگر خوبیه، تتلو هم یه بیماره دیگه بایدب اهاش مدارا کرد، عطر خوب خوبه، کوچه  نباید بن بست باشه، اسمون ابی یا سرخ دم غروب، قبلا خیلی دوستش داشتم، عالی، نابغه طنز، نابغه ی فوتبال، بامزه است، قبلا بهتر بود، خواهرم صداشو خیلی دوست داره، نمی شناسم فقط در حد اسم ، نمیشناسم، هیراد بود بهتر بودن، دوست دارم، خوبه، باید بکنیم، لازمه، امیدوارم یه روزی ببینمش، عاشقشم، ندیدمش، ....، داره میاد دیگه، کاهی، خاک، کاهی، هدر ندیم، سیب زمینی زغالی، قهوه دوست دارم، خیار های باغ مون، خوبه دارم تبحر پیدا میکنم توش، فضای امن من، آلما گاهی منطقی و گاهی بی منطق، آقای دکتر، الهام کیه؟ توکا اسم یه پرنده است، حوا خانم دکتر، نمی شناسم، کل کل، کاش بود هنوز، آرامش، فیش ، خب اینا ور تازه شناختم من، باحال، ترکیه، کتاب، هم اسم هم شهری، محترم، عشق، شیطنت، دمبل؟!! چی بگم؟! دردش بده، عیدم که گذشت، بهار فصل منه، خوب بود، نباشیم، قوی، عشقه، پرش، بدیم و بگیریم، گل همه رنگش خوبه، ایلیا، دعای سلامتی، نخونین، حرف ندارم من، کاش تجربه کنیم
    101- دوست دارم اسمم رو. بچگی ها دوست داشتم نسترن باشم
    102- من شما رو نمی شناسم پس نظری ندارم
    103- به وقتش چشم
    ۹۹. توی پرانتزها یک اسم رو انتخاب کن خودت و بنویس .
    (آب٬آب پرتغال)(قهوه٬چایی) (پفک و چیپس) (هندونه و گلابی) (خربزه و طالبی) ( خدا و شیطان) (مرگ بر اثر سقوط هواپیما و مرگ در بستر) (آبی و قرمز)‌ (اپل و گوگل) (بیان و بلاگفا ) (ماکارونی و قورمه سبزی) (نون پنیر و املت) ( آواز یا تلاوت ) ( خودکار یا مداد) (نامه یا ایمیل) (چپ یا راست) (سس قرمز یا سفید) (نوشابه زرد یا مشکی) (فوتبال یا والیبال) ( پینگ پنگ یا شطرنج) (پولداری یا سلامتی) (توییتر یا فیس بوک) (فوتوشاپ و کرل) (ویندوز و لینوکس) (اصفهان و شیراز) ( عطر و اسپری) (چادر و مانتو) (فایرفاکس و کروم) (کوبیده و جوجه) ( ترشی یا سالاد‌) (گیتار و تار) ( موبایل یا تبلت) (رابطه و تنهایی) (کتاب و مانتو) (علم و ثروت)(شیرینی و ترشی)(پیاز و سیر) (موس یا تاچ پد) (دکمه ای یا لمسی)‌(یوتیوب یا آپارات)(نوشتن یا خوندن)(سیاه یا سفید) ( مانتو بلند یا مانتو کوتاه) ( دوست یا خواهر) (حموم آب داغ یا حموم آب خنک)

    پاسخ:
    به خدا تمام سخگیری هایی در حق بچه هام کرده بودم یکی یکی دارن میان جلو چشمم :)
    بوی پرتغال رو خیلی دوست دارم حس زندگی بهم میده، 
    عاشق چیپسم،
    هندونه یعنی زندگی
    از خربزه نمیدوم چرا هیچ وقت خوشم نیومده
    خدا جون دوستت دارم اما این انصاف نیستا ولی بازم دمت گرم:)
    ترجیح میدم در اوج بمیرم پس اولی بهتره هرچند فک نکنم جنازه ام به زمین برسه از ترس تیکه تیکه میشم همون بالا:)
    آبی رو دوست دارم ولی قرمز هم انرزی بخشه
    گوگل یار محترم تمام کاربران دنیای مجازی:)
    بیان خونه ی شیک و تر تمیزیه ولی جفای بلاگفا رو هیچ وقت فراموش نمیکنم که زد کلی خاطره رو از بین برد
    هر دو غذا رو دوست دارم بستگی به موقعیتش داره
    املت بهتره 
    هر کدوم جای خودشون ور دارن
    خودکار رو ترجیح میدم
    نامه صدر در صد نوستالزی جذابیه
    چپ دستم برای همین چپ
    سس قرمز برای روی سیب زمنی سس سفید برای سالاد!
    نوشابه نمیخورم شمام نخورین
    پینگ پنگ هر چند هیچ کدوم ور درست و حسابی بلد نیستم
    پولدار سالم نداریم ایا؟
    اهل هیچ کدوم نیستم
    بلد نیستم هیچ کدومو
    نمیدونم چی میگین :(
    شیراز به خاطر حافظ و سعدی
    عطر
    چادر
    کروم
    جوجه
    سالاد تو تنابستون ترشی تو زمستون
    تار
    موبایل
    نمیفهمم رابطه یعنی چی؟!
     کتاب و مانتو چه تشابهی به هم دارن آیا؟!
    عالم ثروتمند 
    منو بین دو راهیی نذارین من عاشق هردوشونم
    هیچ کدوممممممممم
    موس
    لمسی
    اهل هیچ کدوم نیستم
    هر دو
    بستگی به موقعیتش داره
    بستگی به موقعیتش داره
    هر دو 
    داغ



    ۹۱. قیمتت چه قدره؟ مثلا چه قدر بهت پیشنهاد بدن کاری رو که دوست نداری انجام بدی. مثل بمب ریختن رو سر ۲۰ تا بچه
    ۹۲. نظرت در مورد انسان چیه؟
    ۹۳. دوست پسر داشتی؟
    ۹۴. دلت برای کسی لرزیده و بهش نگفتی ؟ یعنی تا ابد حتی نتونی بگی؟
    ۹۵.عطر و اسپری مورد علاقه ات چیه؟
    ۹۶. به نظرت فیلتر کردن خوبه یا بد؟
    ۹۷. اگر قرار بود بهت کادویی بدم دوست داشتی بهت چی بدم؟
    ۹۸. نظرت در مورد صندلی داغ؟
    پاسخ:
    91- خریدنی نیستم در این جور مواقع
    92- خب سوالت خیل یکلیه من نمیتونم بگم انسان چیز خوبیست یا چیز بدی است !
    93- دوست پسر نه
    94- بله
    95- تام فورد
    96- خوب نیست زشته
    97-کتاب 
    98- خوبه خوش میگذره
    ۸۱. دوست داشتی چه شغلی داشتی؟
    ۸۲. چه ورزش هایی رو دوست داری؟
    ۸۳. اگر دوست داشتی سه تا قانون رو عوض کنی کدوم قانون ها رو عوض می کردی؟
    ۸۴. دوست داشتی در سال ۱۶۸۰ متولد میشدی یا سال ۲۰۶۰؟
    ۸۵. اگر دوست داشتی ۵ تا عکس یادگاری از ۵ انسان بزرگ دنیا چه حال حاضر چه در تاریخ داشته باشی اون ۵ نفر کیا بودن؟
    ۸۶.هنرمندی رو ببینی ازش آویزون میشی که بهت عکس و امضا بده یا نه از کنارش رد میشی؟
    ۸۷. خیلی سوال پرسیدم؟
    ۸۸. نظرت در مورد زندگی چیه؟
    ۸۹. اگر خدا بهت ۱۵ سال عمر بده و بگه اینو می تونی تقسیم کنی بین آدم ها و حتی خودت هم برداری. چطوری تقسیم میکردی و به کیا میدادی؟
    ۹۰. اگر بهت بگن ۲۰ سال از عمرت کم می کنیم ولی صد درصد بهت قول میدیم که هیچ مریضی و دردی نمی گیری و در موقعش توی بستر می خوابی و می میری(خدایی ناکرده) آیا قبول می کنی؟
    پاسخ:
    81- خبرنگار باشم
    82-والیبال
    83- قانون کار رو کلا از بیخ عوض میکردم، قانون طلاق رو عوض میکردم، قانون آقازاده پروری رو تغییر میدادم!
    84- هیچ کدوم همین زمان الان ور دوست تر میدارم اما دوست داشتم دوره ی هخامنشی یا ساسانی رو هم تجربه می کردم
    85- با حافظ و مولانا، با دکتر شفیعی کدکنی، پل استر، نادر ابراهیمی و محمود دولت آبادی
    86- اصلا از این کار خوشم نمیاد خیلی خزه به نظرم
    87- بله
    88- زندگی با همه ی فراز و نشیب ها با همه ی جاهایی که دوستش نداشتم خوشاینده و پر از تجربه
    89- همشو میدادم به پدر و مادرم 
    90-بله
    ۷۱. دوست داری ده سال به عقب برگردی یا ده سال به عمرت اضافه شه( یعنی مثلا خدایی نکرده یه اتفاق برات بیفته یا تو بستر خوابی یکی میاد میگه الان قرار بود بمیری ولی ده سال دیگه بهت میدیم! )
    ۷۲. بین این قرص ها یکی رو انتخاب کن : سلامتی نامحدود٬ پول نامحدود٬ توانایی نگه داشتن زمان٬ هوش بسیار بالا (فقط یکی!)
    ۷۳.چه کتابی گریه ات رو در آورده؟
    ۷۴. مخاطبانت رو یک کتاب مهمون کن (معرفی کن)
    ۷۵ . سه تا از غذاهای مورد علاقه ات رو بنویس . سه تا از غذاهایی که متنفری هم بنویس
    ۷۶. دستخطت چطوره؟
    ۷۷. دروغ نگو ولی تاحالا نمره زیر ۱۰ داشتی؟
    ۷۸. کدوم درست ضعیف بود؟
    ۷۹. کمترین نمره زندگیت چند بود؟
    ۸۰. چه قدر توی جواب دادن به این سوالا صادق بودی؟ درصد بده
    پاسخ:
    71 بله دوست دارم دومی اتفاق بیوفته
    72-سلامتی نامحدود
    73- من تا دلت بخواد برای کتاب ها گریه میکنم.
    74- من معمولا این کار رو میکنم دیگه فک کنم اصلا نخوندی اینجا رو
    75- از هیچ غذایی متنفر نیستم. لوبیاپلو، زرشک پلو، ماکارونی
    76- بد
    77- بله فقط تو درس زبان تو دبیرستان یه بار 9/5 شدم
    دانشگاه هم دو بار عربی رو افتادم یه بار تو ارشد با 11/5 و یه بار تو کارشناسی با 6/5
    78- زبان :( تو دبیرستان و عربی صرف و نحوم خوب بود ولی ترجمه ام ضعیف بود
    79- تو سوال قبلی گفتم.
    80- صد در صد

    ۶۱. تاحالا خبری بهت رسیده که پات شل شه بیفتی زمین؟ خبر چی بوده؟
    ۶۲. تاحالا تو استخر دستشویی خیس کردی؟
    ۶۳. نظرت در مورد من و وبلاگم چیه؟
    ۶۴. اگر ازت بخوام من و خوانندگانت رو خوشحال کنی چه کاری برامون انجام میدی؟
    ۶۵. اسم نبر ولی وبلاگی هست که به ترتیب : اعصابت رو خورد کنه٬ آشغال بنویسه٬ توهین بهت کرده باشه٬ توهین بهش کرده باشی٬ اذیتت کرده باشه٬ اذیتش کرده باشی٬ ازش خوشت نیاد٬ ازت خوشش نیاد٬وبلاگ عالی ای باشه؟ به ترتیب بله و خیر بنویس با ویرگول ها
    ۶۶. چند تا دوست داری؟
    ۶۷. صمیمی ترین دوستانت رو بنویس تا سه نفر
    ۶۸. اگر قرار بود به مریخ سفر کنی و فقط مجاز بودی ۵ تا چیز یا کس رو با خودت ببری چیا رو می بردی؟
    ۶۹. فکر کن خدا نظر سنجی گذاشته بین این دو قراره انحام بده . ۱. آدمها فیکس بین ۸۰ تا نهایت ۱۰۰ سال عمر کنن ولی طول روزشون از ۲۴ ساعت بشه ۵۶ ساعت. ۲. طول روز همون ۲۴ ساعت بمونه و به جاش آدم ها ۳۰۰ سال عمر کنن. تو دوست داری کدومش باشه؟
    ۷۰.دوست داری تا چند سالگی عمر کنی؟
    پاسخ:
    61- اره. اولیش که خصوصیه دومیش خبر فوت مهناز
    62- نه استخر نرفتم تا حالا
    63- نخوندم وبلاگ تون رو پس نظری هم ندارم
    64- نمیدونم باید فک کنم بهش
    65- نه، نه، نه ،نه، نه، نه،نه، نه، بله،
    66- خیلی 
    67- الهام، الناز، مژده
    68- کتاب هام، دفترهام، گوشیم، لباسام، 
    مامان و اقاجون، ایلیا و مریم و الهام
    69- اولی رو ترجیح میدم سیصد سال خیلیه
    70- تا هفتاد سالگی. البته به شرطی که سرپا باشم و آویزون کسی نشده باشم
    ۴۳. شیرینی جات چطور؟
    ۴۴. دوست داری سوالام داغ تر از این شن؟
    ۴۵. اگر قرار بود از دنیای مردگان کسی رو زنده کنی اون یک نفر کی بود؟
    ۴۶. اگر خدا بودی چه کار می کردی؟
    ۴۷. مزخرف ترین کتابی که خوندی٬ مزخرف ترین فیلمی که دیدی٬ مزخرف ترین آهنگی که گوش دادی رو بنویس
    ۴۸. ضایع ترین اسمی که توی ذهنته چیه؟
    ۴۹. اگر قرار بود یک وسیله باشی دوست داشتی چی میشدی؟
    ۵۰. سه تا آرزوی بزرگ کن
    ۵۱. سه تا آرزوی شخصی کن
    ۵۲. اگر بهت چهارصد و هشتاد و دو میلیون و دویست و پنجاه و هفت هزار و نهصد و پنجاه و دو تومن بدن یعنی واریز کنن به حسابت چه کارش می کنی؟
    ۵۳. دوست داری لحظه ای که (خدایی ناکرده) داری فوت می کنی و لحظه های آخر زندگیته صورت کی جلوی چشمت باشه و چه موسیقی پخش بشه اون لحظه و بعد چشمات رو ببندی و سفر آخرت رو شروع کنی؟
    ۵۴. سه تا از بزرگترین ترس های زندگی ات رو بگو
    ۵۵. سه تا از چیز هایی که باعث میشه حس قدرت و شادی کنی و بگو
    ۵۶. تاخالا پست وبلاگی رو خوندی و تو دلت فحش خیلی رکیک بدی؟
    ۵۷. تا حالا شب خوابیدی و صبح بلند شدی ببینی جات رو خیس کردی؟ حتی توی کودکی اگر بوده بگو!
    ۵۸. سه تا از بزرگترین خراب کاری هات رو بگو تو کل عمرت
    ۵۹. سه تا از بزرگترین اتفاقاتی که آبروت در حد فاجعه ای رفت بگو
    ۶۰. سه موردی که گریه ات رو از خوشحالی یا ناراحتی درمیارن بگو
    پاسخ:
    43- متاسفانه عاش قاونام هستم.
    44- بله حتما
    45- قطعا مهناز
    46- فک میکنم من اینقدر صبوری نمیکردم درباره ی گندهایی که بنده هام میزنن!
    47- مزخرف ترین کتاب شبهای تهران منیرو روانی پور، مزخرف ترین فیلم خیلی زیاده، یکی اش که اخیرا دیدم ساکن طبقه ی وسط، چارچنگولی، و ....، آهنگ خیلی به اسم تو ذهنم نمی مونه ول یاین شیش و هشتی ها رو کلا نمی فهمم
    48- اسم های خلق الساعه ای که جدیدا می سازن برای بچه هاشون. مثلا پائورا چیستا! البته چیستا خودش به تنهایی خیلی قشنگه ها
    49- کتاب
    50- آرزوی سلامتی، صبر، سعادت
    51- خودت داری میگی شخصی خب! یکی اش اینه که نویسنده بشم، تو شغلم رسمی بشم
    52- باهاش یه کافه کتاب راه میندازم
    53-احتمالا همسر و بچه هام، موسیقی معجزه ی شرقی
    54-ترس از گربه، ترس از صدای طوفان، تر س از اینده ی بی مادر و پدر
    55- وجود خانواده ام، شغلم، توانایی نوشتن
    56- نه شده عصبانی بشم ولی فحش یادم نمیاد داده بشم اونم رکیک!
    57- نه!
    58- موزیک پلی گوشیم تو کلاس دکتر نون خود به خود روشن شد و کلی آهنگ دری وری پخش شد تو کلاس! با یکی از پسرا دعوای بدی داشتم که تقصیر خودم بود. جاگذاشتن چن تا عکس شخصی وسط کتابی که امانت گرفته بودم
    59- آبروم در حد فاجعه هیچ وقت نرفته شکر خدا چیزی یادم نمیاد
    60- شیرین کار یهای ایلیا، موفقیت های کاری ام، سلامتی و شادی خانوادم، ناراحتی یا غم مامانم، حال بد آقاجونم 
    ۳۱. صمیمی ترین دوستانت رو توی وبلاگستان بنویس (چهار اسم)
    ۳۲. چه قدر اهل موسیقی هستی؟ چه قدر اهل کتاب هستی؟
    ۳۳. بازیگر مورد علاقه ات خانم و آقا رو بگو
    ۳۴. اگر بگن که باید یک کشور رو برای زندگی انتخاب کنی و بعد انتخابت دیگه حق مهاجرت و مسافرت به کشور های دیگه رو نداری کدوم کشور رو انتخاب می کنی(لطفا تقلب نکن و فقط و فقط اسم یک کشور رو بنویس)
    ۳۵. نظرت در مورد وجودت و فلسفه وجودت چیه؟
    ۳۶. به معاد اعتقاد داری؟ اگر داری بهشت میری یا جهنم؟
    ۳۷. اگر قرار بود فیلم زندگی ات ساخته شه دوست داشتی کدوم فیلمنامه نویس بنویسه کدوم کارگردان بسازه و کدوم بازیگر نقش تورو بازی کنه و  سه بازیگر دیگر فیلم رو هم بگو
    ۳۸. اگر کل زندگیت یک کتاب بود اسم کتاب رو چی میذاشتی؟
    ۳۹. این دهه از زندگیت چطور میگذره؟
    ۴۰. اگر یک روز برات نظر بیاد که آدم مزخرف٬ بی ادب٬ مغرور و احمق هستی واکنشت چیه؟ (صادقانه جواب بده)
    ۴۱. اگر یک روز برات نظر بیاد که انسان مهربون و باشعور و فوق العاده هستی واکنشت چیه؟ (صادقانه جواب بده)
    ۴۲. لواشک و ترشی جات دوست داری؟
    پاسخ:
    31- دوستای صمیمی من یه مدتیه که دیگه وب نمی نویسن متاسفانه. ولی مدادکوچک، بهارنارنج، دوست کاغذی، شاعرانه ها
    32- اهل هر دو هستم به شدت مخصوصا دومی
    33- خانم کتایون ریاحی آقا شهاب حسینی
    34- به هیچ عنوان قبول نمی کنم. البته برای مسافرت ایتالیا رو خیلی دوست دارم ولی برای اقامت دائم فقط ایران
    35- آیا واقعا توقع دارین من تو صندلی داغ به این سوال جواب بدم؟!
    36- بله دارم. 
    37- دوست داشتم حسن فتحی بسازه. علی رضا نادری بنویسه. طناز طباطبایی بازی کنه. مثلا توش حسن یاری و پانته آ بهرام و ژاله صامتی هم باشن
    38- زمزمه های تنهایی من
    39- این دهه چند روز دیگه تموم میشه اینو بگم یا دهه ای که قراره چند روز دیگه آغاز بشه؟
    40- قطعا خودکشی میکنم!
    41- مگه به نظر نمیاد؟! :)
    42-مگه میشه دختر باشی و لواشک و ترشی جات دوست نداشته باشی؟


    ۲۱. نظر کاربران تاثیری روی رویه نوشتن ات داره؟
    ۲۲. نقاط قوت و ضعف و مشکلات وبلاگ نویسی چی هست؟
    ۲۳. کوتاه نویسی به ضرر وبلاگه یا به نفعش؟
    ۲۴. از قضاوت ها چقدر ناراحت میشی؟
    ۲۵. وبلاگ نویسی ترسناکه؟
    ۲۶. جذابیت وبلاگ به نسبت بقیه جاها چیه؟
    ۲۷. آرزوت برای وبلاگ نویسی و کلا محیط وبلاگستان چیه؟
    ۲۸ . بدون ترتیب ۲۵ تا از وبلاگ های توپر ذهنت رو بگو! چه بد چه خوب؟
    ۲۹. وبلاگ نویس بیشخصیت و بیشعور توی وبلاگستان وجود داره؟
    ۳۰. وبلاگ نویس خیلی خوب و عالی و باشخصیت توی وبلاگستان وحود داره؟
    (مورد ۲۹ و ۳۰ رو اسم نبر و فقط با بلی و خیر پاسخ بده)
    پاسخ:
    21- بله یه چند نفر نظرشون خیلی مهمه
    22-سوالت خیل یکلیه نمیشه جواب داد بهش
    23-بستگی داره چی بنویسی. صرفا بلند نوشتن نمیتونه حسن باشه. کم گوی و گزیده گوی چون در و از این صحبتا
    24-بعضی وقت ها خیلی
    25-نه چرا؟!
    26-اینکه اهالی وبلاگ نسبتا دانش بیشتری دارن. فحش کاری فضای مجاز یخدا رو شکر اینجا وجود نداره. فضا رو خودمون کنترل می کنیم 
    27- ارزوی خاصی ندارم
    28- 25 تا؟!! شوخیه مگه؟!
    نیکولا، مار یجوانا، خرمالوی سیاه، بوی سیب میدهی دختر، کافه تنهایی، تلخ همچون چای سرد. میرزا و ....
    29-بله صد در صد
    30-بله صد در صد
    ۱۱. خودت عموما بلند نویس هستی یا کوتاه نویس
    ۱۲. چه قدر وبلاگ می خونی خودت؟ چقدر از وقتت؟
    ۱۳. اهل ارتباطات وبلاگی و تبادلات وبلاگی هستی یا نه؟
    ۱۴. به نظرت کپی کردن از جاهای دیگه خوبه؟ چطوری میشه جلوش رو گرفت
    ۱۵. به نظرت نقل قول کردن پست یه وبلاگ دیگه توی وبلاگ کار خوبیه یا نه؟
    ۱۶. اصلا معرفی وبلاگ دیگه خوبه یا نه؟
    ۱۷. شبکه های اجتماعی به وبلاگ ضربه زدن یا باعث رشدنش شدن؟
    ۱۸. وبلاگ نویسی چه تاثیری روی زندگی شخصی ات گذاشته
    ۱۹. چه قدر توی وبلاگت خودتی؟
    ۲۰ . چقدر آمارت و بازدید هات برات مهمه؟
    پاسخ:
    11- برو وبلاگم رو بخون خودت متوجه میشی:)
    12- قبلا زیاد بود ولی الان خیلی کم شده شاید روزی یک ساعت
    13- بله
    14-خب معلومه که نه. نمیشه جلوش رو گرفت!
    15-بستگی داره که ذکر منبع بکنی یا نه. من معمولا از نویسنده اجازه میگیرم و منبع رو هم ذکر میکنم.
    16- بستگی به وبلاگش داره
    17- ضربه زدن
    18- تاثیر خاصی نذاشته
    19- همون ساعتی که پای بلاگم یا خودم مینویسم یا جاهای دیگه رو میخونم.
    20-قبلا خیلی مهم بود الان زیاد نه
    سلام گیز. نخبر. من گلدیم! :))
    (اگر مثل خیلی ها وقت و حوصله نداری و نمی دونی صندلی داغ چیه حذف کن سوالامو)
    ۱. چه کسی تورو با دنیای وبلاگ آشنا کرد
    ۲. چند ساله می نویسی؟
    ۳.هدفت از نوشتن وبلاگ چیه؟
    ۴. فکر می کنی تا کجا بتونی ادامه اش بدی؟
    ۵. به نظرت وبلاگ نویسی قانون و قاعده و چهارچوب داره؟
    ۶. شروعت چگونه بود؟ یعنی چطور شروع کردی به وبلاگ نویسی؟
    ۷. از کجا وبلاگ نوشتن رو یاد گرفتی . از آدما پرسیدی یا رفتی آموزش دیدی
    ۸. مخاطب هدفت کیه؟ یعنی برای کی می نویسی؟
    ۹.وضعیت وبلاگنویسی رو چطور می بینی؟
    ۱۰. به کم نویسی اعتقاد داری یا به نظرت باید بلند نوشت؟ یعنی وبلاگ باید نوشته هاش کوتاه باشه یا نه باید بلند نوشت تا مخاطب عادت کنه؟
    پاسخ:
    سلام سلامتی:)
    خوش اومدین
    نه اگه شما نزنین منو همین اول کار یمن جواب میدم به سوالاتون:)
    1-دوستی داشتم و دارم به اسم مینا که کتابدار بود و وبلاگ می نوشت پیشنهاد داد که منم دلنوشته هامو تو وبلاگ بنویسم.
    2-از سال 92
    3-نوشتن حس خوبی بهم میده
    4- هیچ تایی وجود نداره
    5- فک نمی کنم. ولی خب نوشتن امری است مقدس نمیشه هر چرت و پرتی رو نوشت و اسمش رو گذاشت وبلاگ نویسی!
    6- شروع خوبی بود.اون سال ها بچه هایی بودن که تو یه فضای کتابی با هم آشنا شده بودیم و اغلب وبلاگ می نوشتن
    7- خیلی چیز سختی نبود خودم شروع کردم و اشکالاتم رو از مینا پرسیدم.
    8- مخاطب خاصی ندارم هر کی آمد خوش امد.
    9-فک میکنم دچار رکود شده
    10- سلیقه ای هست . من خودم همیشه بلند مینویسم و فک میکنم وبلاگ نویسی با توییت گذاشتن یکم باید فرق داشته باشه!