زمزمه های تنهایی

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر، با همه گرمیم...با دل های تنها بیشتر

زمزمه های تنهایی

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر، با همه گرمیم...با دل های تنها بیشتر

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

نویسندگان

خرداد پر از حادثه

شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۴۶ ب.ظ

هوالمحبوب

 

روز یک خرداد نود و هفت بالاخره من گوشی جدید خریدم. از اون گوشی های خفن که تو دست جا نمیشه :) خیلی کلنجار رفتم با خودم که پولی که پس انداز کردم، پاداشی که گرفتم، هدیه های تولد رو چیکار کنم. آیا گوشی گرون بخرم یا برم همون کاری رو بکنم که چند ماه اخیر دارم میکنم. ولی بالاخره با داماد گرامی راهی بازار موبایل شدیم. کلی تحقیق کرده بودیم و قیمت ها دست مون بود من سقف قیمتم رو هشتصد تعیین کرده بودم. ترجیح میدادم خیلی تو خرج نیوفتم ولی اقای داماد چیز معمولی و متوسط باب میل شون نبود. بالای یک و صد خرج گوشی مون شد و این چند روز مشغول آشنا شدن با چم و خم گوشی جدید بودم. برای همین فرصت نمیکردم پست بذارم.

روز های کشدار ماه رمضون با درگیری های مدرسه و تلاش برای به روز رسانی سایت داره سپری میشه. هنوز نتونستم اونجوری که دوست دارم از ماه رمضون لذت ببرم. امیدوارم ادامه ی ماه بهتر سپری بشه. آزمون استخدامی رو شرکت کردم. هر چند احتمال پذیرش یک در میلیونه ولی به خاطر دلگرمی های خواهر و برادر محترم، چاره ای جز شرکت کردن نداشتم. دوست دارم این بلاتکلیفی ها تموم بشه. دوست دارم بدونم وقتی کار میکنم آینده ای هم در انتظارم هست. دلم نمیخواد چهار ماه از سال بیکار و بی بیمه سر کنم. دلم می سوزه وقتی فارغ التحصیل های فرهنگیان رو میبینم. دلم میسوزه چون بچه هایی که دانشگاه های عادی درس خوندن به مراتب زحمت بیشتری برای رشته شون کشیدن. کارشون با جزوه های چند صفحه ای راه نیوفتاده. هر چند گفتن این حرف ها دردی دوا نمی کنه. چون تعداد ما نیروهای غیر رسمی آموزش و پرورش اونقد زیاده که از دست خود وزیر هم در رفته.

نیروهای آزاد، قراردادی، حق التدریسی، شرکتی، نهضتی، نیروهای پیش دبستانی و....

حتی اگه از مدرسه ی فعلی راضی باشم و موقعیت خوبی داشته باشم بازم نسبت به ساعت کاری، نسبت به تلاشم و خیلی چیزهای دیگه از خیلی ها عقب ترم. این عدم ثبات شغلی هم که بدتر از همه چیز آزار دهنده است. اینکه گاهی وقت ها میدونی حق با توه و نمیتونی ابرازش کنی سخته. امیدوارم یه روزی مشکل شغل ما دهه شصتی ها حل بشه. جوری که مجبور نباشیم پشت گوشی به خواستگارمون بگیم نه من نیروی رسمی نیستم و اونم گوشی رو زرتی بذاره روش:)

اینم نامه ی امیرعلی که تو پست قبل بحثش شده بود

اینم عکس گوشی ام به درخواست آقا احسان

  • نسرین

از دغدغه هایم

نظرات  (۲۹)

قطعا آموزش پرورش یکی از ضعیف ترین سیستم های مملکته.
الان مامان من یه جور دیگه با آموزش پرورش درگیره.
با ۲۶سال خدمت میخواد بازنشستگی بزنه ولی قبول نمیکنن،چرا؟چون اونجوری مجبورن یه حقوق به مامانم بدن یه حقوق به کسی که جایگزینش استخدام میشه.
کاملا میفهمم چه ظلمی به شما ها میشه، حقوق های فوق العاده کم و حجم کار زیاد.
حقوق حق التدریس ها انقدر کمه که هیچکس نمیتونه باور کنه، و تمام امیدشون فقط به اینه که ممکنه بتونن استخدام بشن.
تازه وقتی که استخدام میشن دردسرا شروع میشه،تبعید میشن به یه روستای دور افتاده که هیچکس حاضر نیست بره و عملا تمام حقوقشون صرف رفت و آمدشون میشه.
نگم از خانواده هایی که از دماغ فیل افتادن و هر رووووز به هزار و یک دلیل میان مدرسه و غر میزنن یا زنگ میزنن به اداره و شکایت میکنن.
حتی دیدم بخاطر اینکه معلم از شاگردش پرسیده بود چرا تکلیفت رو انجام ندادی، ازش شکایت کردن و گفتن بچمون رو تو فشار گذاشته بهش استرس وارد شده:|
وای که چقدر دلم خونه. به خاطر همین هزار و یک دلیل همیشه گفتم هیچوقت حاضر نیستم سمت معلمی برم چون من نمیتونم انقدر فداکار باشم.
پاسخ:
یکی از ضعیف ترین ناکارآمدترین و البته بی پول ترین وزات خونه:)
در حال یکه اگر چند تا مدیر خلاق و خوش فکر رو بیارن توی راس امور وضع خیلی بهتر میشه
اگه یکم از این کاغذ بازی ها مخصوصا تو مقطع دبستان کم کنن
اگر فشار رو از روی معلم ابتدایی بردارن و بذارن به کارش برسه
الان جای اینکه بتونیم خلاقیت رو پیاده کنیم مجبوریم دنباله روی بخش نامه های رنگارنگ آ پ باشیم...
مشکلات خیلی زیاده ولی
در کنارش خیلی لذت ها هم داره که توی هیچ شغل دیگه ای پیدا نمیشه
من خدا رو شکر از مدیر و اولیای مدرسه خیلی راضی ام
یعنی توی پنج سال تدریسم با مشکلاتی از جانب اولیا درگیر نبودم چندان از این بابت خوش شانس بودم شکر خدا
ولی کاملا موافقم با حرف هاتون
سلام، بروز ترین مرکز اطلاع رسانی و اخبار
 https://sanayepress.com
خواهش می کنم دوست عزیز
آره موافقم باهات که توی ایران نمیشه پیاده اش کرد . خیلی مساله پیچیده ایه .
ولی خب خیلی ضایع است که اول اول هیچی نشده بپرسی رسمی هستی یا نه :|
اینم خیلی ناجوره .
من خودم دوست دارم با دختری ازدواج کنم که خیلی میشناسمش .

پاسخ:
هر جوونی چنین آرزویی داره.
منتها شرایط برای هر کسی چنین موقعیتی رو فراهم نمیکنه.
امیدوارم به شکل مطلوب تون ازدواج کنید.
ازدواج سنتی منظورم رسم خواستگاری خودش نیست
منظورم اینه پسره تو حال خودشه (شوت تشریف داره) بعد مادرش میره براش زن می خره!
میره پیدا می کنه یه دختر آفتاب مهتاب ندیده پیدا کنه برای پسر گرگ بالون دیده اش! بعدم که سر خرید دختر چونه میزنن . یکی میگه صد تا سکه می فروشم اون یکی میگه نه ۵۰ بیشتر نمی تونیم بدیم!
خب مودبانش میشه مهریه فلان.
در صورتی که در خارج از کشور اموال باید نصف بشه . زن حق طلاق داره . زن حق و آزادی های خودش رو داره . زن می تونه کار کنه و..
ولی خب خیلی ناجوره یه هو پسر بره بشین تو مجلس بعد قرار مدار بذارن بعد وارد زندگی با کسی بشه که از اول نمی شناسدش . به نظر من اول باید یه مدتی دوست باشن . 
خیلی ها میگن خو دوران نامزدی هست ولی خودشون رو خر می کنن؟
دوران نامزدی اولا پدرمادرا نمیذارن جوونا برن زیر یک  سقف!
بحث باکره گی به کنار حالا
اینکه یک ساعت برن بیرون بستنی بخورن توی سه ماه که نمی تونن هم رو بشناسن. می تونن؟
بعدم که ازدواح کردن و دو سالی گذشت و از زوایای پنهان و نهان هم خبردار شدن دیگه نمی تونن هم رو تحمل کنن . در نهایت میشه طلاق . گیرم ازدواح سنتی نیست ها . این پسر دخترایی که توی نت همو پیدا می کنن توی ده دقیقه لیلی مجنون میشن و بی هم میمیرن و ظرف دو ماه بساط خاستگاری و گیر به پدر مادر که همو می خوایم و بعد هزار تا سکه و بعد ۶ ماهم طلاق اینم مزخرفه.
قاعده اش اینه که پسر و دختر اول یه مدتی دوست باهم باشن . دوست عادی. بعد صمیمی . بعد صمیمی تر . بعد ببینن همدیگر رو واقعا دوست دارن یک ریلیشن شیپ بزنن. یه یه سالی توی ریلیشن شیپ بمونن با هم مسافرت برن این ور اون ور و تمام زوایای هم رو ببینن و در نهایت بی مهریه و این مسخره بازیها ازدواج کنند و قسمتی خانواده دختر و قسمتی خانواده پسر اگر خواستن کمک کنن اگر نه با هم کار می کنن زندگی شون رو میسازن خونشون رو می خرن و وسایلشون رو خودشون می خرن و زندگیشون رو میسازن بعد یه مدتی اگر هم خب نتونستن زندگی کنن یا در آینده مشکلاتی پیش اومد از ازشون بزرگتر بود اموالشون رو نصف می کنن و بعد ره راحتی جدا میشن
ولی توی ایران بحث نفقه و مهریه و جهیزیه و.. درب و داغون کرد. برای همین من با ازدواج تماما سنتی مخالفم . بعدم تازگی ها پدر مادر ها اذیت می کنند . مخالفت می کنن! بابا مگه شما می خوای زندگی کنی. دختر/پسرته دوست داره اصلا خراب کنه به زندگیش .شما فقط می تونین نصیحت کنین که آقا به نظر من صلاح نیست . در نهایت کسی ک داره ازدواح می کنه باید تصمیم بگیره.
ولی خب همه چی مون قاطی شده رفته دیگه
در مورد اداراتم اره متاسفانه . تعدیل نیرو میزنن کمتر حقوق بدنن یک نفر کار سه نفر رو کنه و حقوق یک نفر رو بگیره که ظلمه . خیلی ظلمه . مدیرا شکمشون کلفت تر میشه فقط!
پاسخ:
در اینکه ازدواج سنتی حال به هم زن و مزخرفه هیچ حرفی ندارم. کاملا موافقم.
اما در اینکه توی دوره ی اشنایی میتونن به زوایای پنهان هم پی ببرن هم موافق نیستم.
آدم ها تا زیر یه سقف زندگی نکنن نمیتونن همو بشناسن
حالا چند ماه هم توی دوره ی آشنایی باشن.
به هر حال یه بخشی از حرف هاتون رو میشه عملی کرد اما بخش عمده ای از حرف هاتون رو نمیشه عملی کرد
چون لازمش اینه که دختر و پسر خودشون همدیگه رو ببینن بپسندن و انتخاب کنن
که این گزینه برای من و امسال من خیلی وقته از لیست خط خورده!
منم موافقم که چند ماه دوران آشنایی باید باشه تا به شناخت رسید
ولی این روال مسخره و حال به هم زن همه چی رو خراب میکنه
آخرش آدم میشینه میبینه قید ازدواج رو بزنه سنگین تره
مشکل ما اینه که توی خیلی از روابط نمیتونیم حد و مرز نگه داریم
توی کشورهای خارجی هم همین مشکل هست
البته به شکل دیگه ای
ممنون که وقت میذارین و کامنت های طولانی مینویسن دوست میدارم:)
ممنون از اطلاعاتی که دادین
اگه رمش بالاتر بود فوق العاده میشد
منم اولین گوشی که چند سال پیش داشتم هواوی y600 بود خیلی هم راضی بودم
الان امکانات هواوی با همه ی برندها برابره

ایشالا خبرای خوبی باهاش بدین و بشنوین
پاسخ:
اره ولی خب نسبت به قیمتش خیلی مناسبه
من برام دوربین و سرعت خیلی مهم بود بیشتر.

ممنونم ان شالله
هر روز هر روز زنداداشم میگفت: جواب میخوان آخه! و من بیشتر مات و مبهوت میموندم که آخه کجا منو دیده چی شده چقدر برخورد داشتیم آخه! اصلا هم نمیتونستم به نتیجه برسم و تحلیلش کنم.
پاسخ:
حالا رسمی بشی اوضاع وخیم تر هم خواهد شد:)
من از دی ماه قراردادی کار میکنم خب تو این فاصله موردهای زیادی پیش اومده، آخری ندیده عاشقم شده بود هنوز تو شوک فازشم. :))
پاسخ:
بله متوجه هستم.
کلا کار کردن خانم ها آپشن های خیلی زیادی داره
اول اینکه زیاد تو خونه نیست و نمیتونه هی به تغییرات جدید فکر کنه و خرج توی دست همسرش بذاره
خرج خودش رو در میاره و کمک خرج خیلی خوبی هم هست
چون خودش دستش تو کاره کم توقعه
وقت برای دعوا کردن و غر زدن نداره
و ..........
منم عاشق اون کسی ام که ندیده عاشق تو شده اصلا یه وعضی:)
احتمالا به شانس شما برمیگرده چون خوبش هم هست:)

جسارتا برند گوشیتون چیه و چند خریدینش و اینکه ازش راضی هستی؟
پاسخ:
ما که ندیدیم:)
هواوی Y7
یک میلیون و هشتاد و پنج خریدم.
بله خیلی راضی ام.
گوشی قبلی ام هم هواوی بود چهار سال استفاده کردم. با اینکه خیلی ارزون خریده بودم اون زمان.
امکاناتش با گوشی های خیلی گرون تر سامسونگ برابری میکنه.
دوربین 12 سلفی 8
رم 3
اطلاعات دیگه ای هم خواستین در خدمتم :)

فقط جان من نگو گوشی تو دست خودته؟؟! :|

این سرکار رفتن چی داره که فرتا فرت خواستگار تولید میکنه؟؟! :))
پاسخ:
تابلوه که گوشی در دستی مردانه قرار گرفته عزیزم:)
خیلی چیزها دارد
از جمله پوووووووووووووووووووول :)
وااااای خدا  خداحافظی غمگینش منو کشت :)))

همچین خواستگارایی به درد لای جرز میخورن همون بهتر که تو اولین قدم شخصیت خودشو نشون داده و به قدمهای بعدی نرسیده
پاسخ:
:))

بله ولی جور دیگه ای اش رو من ندیدم به شخصه :)
بگیم نه من نیروی رسمی نیستم و اونم گوشی رو زرتی بذاره روش:)
پاسخ:
یه بار قشنگ شستم پهنش کردم تو آفتاب:)
  • آشنای غریب
  • چه بد موقعی گوشی تون خراب شده بود (در این آشفته بازار دلار)خلاصه گوشی نو مبارک (از بس قانع هستم شیرینی هم نمیخوام)

    هر چند حق میدم مشکلات دهه شصتی ها بیشتر از ما بوده
    اما ماهم واسه خودمون دردسر هایی داشتیم

    ماه رمضون امسال با سال های قبلی خیلی متفاوت بود برام
    نمیگم خوش نگذشته اما هیچ وقت به خرمّی سال های قبل نبوده چه روزهاش و چه شبهاش

    به امید اتفاقات سرشار از خوبی برای همه مون:)
    پاسخ:
    هوووم البته مال این چند وقت اخیر نبود یه سالی می شد که داشتم به زور سر میکردم باهاش :)
    بله مشکلات شغلی مال دهه ی خاصی نیست دیگه شماها هم در ادامه به همین مشکلات مبتلا هستین
    نه خجالت نکش شیرینی هم میدم بهت
    حالا خبرهای خوبی در راه است :)
    اولا گوشی نو مبارک... ایشاا... باهاش به خواستگارت جواب مثبت بدی و خلاصه برات خیر و برکت بیاره :))
    مگه خواستگار خودش شغل نداره که تکیه کرده به شغل خانوم؟؟ من خودم دکتر هم باشم بعد از ازدواج تو خونه خانومی میکنم... با شاغل بودن خانوم بعد از ازدواج مخالفم بنا به دلایل بسیار! :)) 
    منم از این نامه ها دارم زیااااد😂😂😂
    پاسخ:
    ممنون زهرا جان
    من بیشتر روی اس ام اس واریز حقوق زوم کردم حالا اونقدرها هم امید به زندگی ندارم :)
    خودت که در جریانی وضعیت خواستگاری توی تبریز به چه شکلیه!
    چن وقت پیش عروس دایی ام با کلی ترس و لرز گفت که پسرخاله اش که معلمه دنبال دختر خوب میگرده
    ازمون اجازه گرفت که معرفی کنه. بعدشم گفت که از نظر مالی خیلی سطح پایین هستن ها از نظر شما اشکالی نداره
    بعد مامانم گفت نه این چیزا مهم نیست خود پسره مهمه که جنم کار کردن داشته باشه و ....
    حالا خواهر داماد زنگ زده و جمله ی اولش این بوده که خواهرتون رسمیه؟
    خواهر منم گفته نه و ایشون بدون خداحافظی قطع کردن!
    حالا این یه نمونه ی کوچیکه از هزاران مورد....
    من عادت دارم هم پست رو عموما می خونم و هم نگاهی به نظرات می ندازم و نگاهشون می کنم . 
    نکته اول اینه که خیلی جالبه که توی یک کشوری معلم نیست و همه التماس می کنند که بیایین معلم بشین و توی کشوری مثل ایران این همه معلم داریم که خاک تخته می خورن و زحمت می کشن برای تربیت و این وضع ماست .
    متاسفانه علم این روز ها دیگه بهش اهمیتی داده نمیشه که بخواد به معلمش ارزش قایل بشه برای همین خیلی از این عزیزان غیر رسمی هستن و استرس اینکه توی تعدیل نیروها و... بگن خسته نباشین از همکاری شما سپاسگزاریم.  به همین راحتی ..
    تلخه می تونم درک کنم نسرین عزیز .
    گوشی هم مبارک باشه . این دلخوشیاست که باز آدم رو نگه میداره. می دونی زندگی همینه . خیلی ها توی ایران نمی دونن آینده شون چی میشه . همه ترس این رو دارن . هیچ کسی از آینده اش مطمئن نیست که چی میشه . همه توی ترسن . یه هو با گرون شدن دلار سرنوشت خیلی ها عوض میشه و ثروتشون نصف!
    ولی خب با ناامیدی هم نمیشه زندگی کرد.  دردناکه .
    انشاالله موفق باشی. 
    در مورد خواستگار هم همینه . وقتی که بدون عشق و علاقه ای که وسط باشه مادر آدم میره توی در و همسایه دنبال زن برای آدم میگرده همین میشه. شخصا با خواستگاری میانه خوبی ندارم . تازه بیای بپرسی خانم درآمدت چه قدره . 
    پاسخ:
    اتفاقا توی ایران مدام دارن میگن که کمبود نیرو داریم. توی مدارس دولتی حتی معاون ها هم گاهی میرن سر کلاس به دلیل کمبود نیرو
    مخصوصا تو پایه ی ابتدایی خیلی نیاز دارن ولی چون بودجه ندارن نمیخوام جذب کنن
    توی ادارات دیگه هم بازنشسته ها میرن ولی جاشون رو کسی پر نمیکنه بلکه کار بقیه بیشتر میشه.
    ممنون :)
    اگر همه ی پسرا اینجوری بودن این رسم مزخرف خواستگاری منقرض میشد مام یه نفس راحت میکشیدیم
    خیلی ها واقعا نمیتونن دختر مورد نظرشون رو خودشون پیدا کنن
    درسته که خواستگاری سنتی رو از بیخ و بن رد نمیکنم ولی مسببش ما خانم ها هستیم که داریم گند میزنیم به همه ی حس های خوبی که میشه در سایه ی ازدواج ایجاد کرد....
    به به ..مبارکه..می بینم که چهار درصدی ها گوشی نو خریدن!!!
    خدایا در این ماه مبارک به ماهم توانمندی مالی اعطا کن که بتونیم گوشی یک و صد به بالا بخریم!!!

    حالا یه عکس ازش میذاشتید ما یکم با عکسش حال کنیم چیزی از شما کم میشد مرفهین بی درد جامعه؟؟؟؟!!!!!

    خیلی نگران باشید..به فرصتهاتون بیشتر توجه کنید..از قبول شده های آزمون استخدام رسمی بیشتر فیدبک بگیرید که چطور قبول شدن....کاری بکنید که بقیه نمی تونن..شما زحمتتون رو بکشید..شد، شد..نشد، هم نشد! 
    کسی هم اگر شما رو بخاطر رسمی بودن یا غیر رسمی بودنتون بخواد همون نخواد بهتره! این مرد زندگی نیست!

    به لطف خدا امیدوار باشید..این شبها رو پس برای چی گذاشتن؟


    پاسخ:
    بله بایدم به ما انگ چهاردرصدی بزنین من بودم از شیشه ی هواپیما عکس های لاکچری میگرفتم آخه :)
    ان شالله ما که بخیل نیستیم :)
    چشم عکسم میذارم ازش گفتم سوز به دل نشین یه وقت :)
    والله قبول شده ها خیلی خسیس هستن فیدبک نمیدن در کل
    چن نفر از پسرای همکلاسی ازمون 89 و 95 قبول شدن
    باید برم ازشون بپرسم ببینم چی به چیه
    توکل به خدا
    ناامید نیستم ولی نمیخوام الکی هم امیدوار باشم هر چی خواست خداست
    حالا جالبه روز به روز وضعیت جیبی مردم خراب‌تر میشه اما به همون نسبت وضعیت پزشون داره بیشتر میشه، رسما مصداق پز عالی و جیب‌خالی‌ هستیم:))
    نمیدونم ولی فکر کنم همون تجرد از ساختن با آدم عوضی بهتر و خوبتر باشه:)

    پاسخ:
    چون چشم و هم چشمی هامون داره بیشتر میشه
    اینکه من وضع خونه زندگی ام چی باشه مهم نیست چون خیلی ها نمیبینن ولی وضع ظاهرم رو خیلی ها میبینن پس باید عالی باشم
    دندونام خراب و وسیده باشن مشکلی نیست ولی جهیزیه یدخترم همش باید از فلان مارک باشه و....
    قطعا بهتره. ازدواج نکردن از ازدواج بد بهتره
    یکی می‌گفت خرداد پر حادثه فقط امتحاناش :)
    .
    گوشی نو مبارک. چرخاش بچرخه ان‌شالله.
    پاسخ:
     خب امتحانم میدیم استرس معلم کم از دانش آموزان نیست 
    ممنونم😁
    منظورتون از اون گوشیهایی که توی دست جا نمیشه، یعنی فبلت هست. 
    پاسخ:
    نه منظورم گوشی گنده ی لاکچری بود☺️
    به‌به مبارکا باشه، گوشی خفن و لاکچری مبارک:)
    بیکاری برای معلم‌ها خیلی زیاد شده، خیلی‌هاشون دیگه میرن مهدکودک‌های خصوصی میزنن و ... در کل اوضاع شغلی برای تحصیل کرده‌ها تو این مملکت خیلی بی‌ریخته:(
    ببین من حاضرم تا لحظه‌ی اخر عمرم ازدواج نکنم اما با چنین موجودی که همون پشت تلفن وضعیت رسمی یا غیر رسمی بودنم رو بپرسه و بعدم‌ گوشی رو تق روم قطع کنه اردواج نکنم، اینا همون بهتر که برن و پشت سرشون رو هم‌ نگاه نکنن اینطوری اعصابت کمتر خرد میشه،حیف! حیف عمری که پای بعضی‌ها هدرش کنیم واقعا!



    پاسخ:
    ممنونم عزیزم
    خب فک میکنی دلیل تجرد ماها چیه؟؟ 
    اونقد آدم های عوضی زیاد شدن که خیلی از دختران تجرد رو ترجیح میده. 
    دیگه نمیشه افکار. آدما رو تغییر داد
    بعضی ها از ریشه مشکل دارن. 
    مادر دوم :)))))
    بهترین مردم :)))))
    بگردمشون ^___^
    پاسخ:
    😃😃😃
    دغدغه‌ی شغلی دیگه از دهه شصتی‌ها هم پیشی گرفته و به ما هفتادیا رسیده! 
    الان هر خواستگاری زنگ میزنه، سه چیز واسش در اولویته. خونه‌ی دختر کجاس، بابای دختر پولداره یا نه، شغل دختر خانوم چیه :|
    پاسخ:
    منم که از قید هر سه آزادم😂
    هم بابا کشاورزه
    هم خونمون پایین شهره
    هم خودم قراردادی ام😂
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • اصلا همون بهتر که زرتی بذاره گوشی رو:/ والاD:
    دنیا سر و ته شده آیا؟!
    گوشی نو مبارک^_^
    ان شاالله که اتفاقای خوبی میفته!
    پاسخ:
    دنیا خیلی وقته وارونه است عزیزم
    مرسییییی
    خب اینم بگم: عجب خواستگاری خسیسی بود با تلفن ثابت زنگ زده بوده؟
    پاسخ:
    حالا چرا خسیس؟؟ 
    معمولا بله چطور؟؟ 
    اون یکی چی بود؟ بهترین مردم :))))
    پاسخ:
    شما از کل پست گیر دادین به این عکسه ها منم چیزی نمیگم بهتون هی مسخره کنین بچه ام رو:)
    جدیدا معیار خواستگارا این شده که دختر حتما شاغل باشه :/ اصن اگه نباشه خواستگاری نمیکنن :| 
    یکی تو فامیلمون هست که شاغله، ولی نمیگه تا آدمای اینجوری نیان خواستگاریش!
    پاسخ:
    اصولا معیار پول معیار مهمیه توی زندگی نمیتونیم کتمانش کنیم!
    قبلا شبیه فحش بود برام اینکه یکی یکی رو به خاطر پولش بخواد
    ولی زندگی یه کاری با آدم میکنه که نظرش صد و هشتاد درجه تغییر میکنه
    چطوری مادر دوم ؟ :)))
    پاسخ:
    خوب عالی:)
    چجور دختر تحصیلکرده باید پول و کار حسابی داشته باشه؟ 
    اون وقت اونا فقط درس خونده باشن؟ نه بابا 
    وای نسرین قشنگ میخوام فحش بدمشون کثافتهای کثافت به معنای واقعی
    پاسخ:
    فحش بده عزیزم راحت باش:)
    من دیگه جدیدا عصبانی نیمشم یعنی میبینم حساسیت بی خوده از کفم میره
    نمیتونم با همه ی کوته فکر های عالم بجنگم

    خواستم بگم نخریدی نخریدی رفتی تو دلار گرون خریدی؟ چند شب پیش همکارها می گفتن خیلی گرون شده گوشی ها
    پاسخ:
    وقتی لازم داشتم و ده روزی بود که نمیتونستم کارهامو انجام بدم چاره ی دیگه ای نداشتم که توی این وضع گرونی دلار گوشی بخرم.

    خواستگاری که پشت تلفن از رسمی بودن تو میپرسه اسمش صرفا عنتره! 
    احمق لاشخور باید خرج و نفقه زن را بدی و در شانش زندگی براش دست و پا کنی اون وقت میپرسی رسمیه یا نه؟ 
    ایشششش چرندهای بی خاصیت 
    پاسخ:
    دیگه حالا لاشخور باشن یا نباشن دور و برمون پر شده از چنین خواستگارهایی.
    پسرهایی که تحصیل کردن، پول و کار درست و حسابی ندارن
    اونایی که پول دارن سواد ندارن
    اونایی هم که هر دوش رو دارن میرن خودشون دلبر مد نظرشون رو انتخاب میکنن
    کار به مادرها نمیرسه:)
    باید قبول کنیم که در دوره ای زندگی میکنیم که پول و درآمد زن چیز مهمیه عزیزم:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">