زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

نویسندگان

شب عاشقان بیدل

يكشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۴ ب.ظ

هوالمحبوب



در حق من از هر آنچه دانی مگذر

وز کرده و ناکرده ی روشن و نهانی مگذر

تو نوری و من شیشه، خدایا چه کنی؟

از بنده ی خود اگر توانی مگذر


#حسین_جنتی

#امشب اگه از ته دل از خودتون و حال تون راضی بودین منم یاد کنین.

التماس دعا


  • نسرین

از دغدغه هایم

نظرات  (۱۶)

  • آشنای غریب
  • ‏خدایا اگر من بد کردم،
    تو را بنده ای دیگر بسیار است.

    اگر تو با من مدارا نکنی!
    مرا خدایی دیگر کجاست؟؟؟
    پاسخ:
    :)
    عصرکار بودم 
    یه شیفت که از نظر روانی آزاردهنده بود داشتم بعد رفتم مهمونی افطاری 
    برگشتن فقط دوست داشتم بخوابم و تقریبا داشتم همین کتر رو هم می کردم که گفتم بدبختیات بدبختیات! بلند شدم نسکافه درست کردم خوردم اجیر شدم رفتم مسجد 
    ساعت یک و نیم مراسمش تموم شد:/ اومدم خونه تا یک ربع به سه اول سحری خوردم بعدم جوشن رو خوندم و خوابیدم و اینگونه شد که نمازم قضا شد با خودم گفتم دلتو بد نکن ولی چه تابلوئه چقدر مقبول افتاد احیات! :| 
    پاسخ:
    قبول باشه عزیزم
    این سحری خوردن و صبر کردن تا اذان که نمازت رو بخونی و بعد بخوابی مکافاتی شده واقعا!
    من جدیدا اینجوری خودم رو قانع میکنم که خدا در بند نماز ما نیست
    پس به حال خوبی که کسب کردی فکر کن بیشتر

  • گیوم اِوار
  • سلام. شما هم دعا کنید
    پاسخ:
    سلام حتما :)
    من دوازده شب رفتم احیا 
    پاسخ:
    منم دقیقا همین ساعت رفتم
    التماس دعا
    پاسخ:
    :)
    عکس این بچه چه بانمکه!
    پاسخ:
    دقیقا بابت بانمکی اش اینجاست:)
    در این شبها اگر باران چشمانت فرو ریخت

    کویر قلب ما را هم دعا کن
    التماس دعا
    پاسخ:
    چشم حتما
    دعاگوتون بودیم...
    پاسخ:
    خیلی خوشحالم که اینو میشنوم :)
    شما دعا کردین واسه ما؟!
    پاسخ:
    بله حوا جانم :)
    حاجت روا بشی عزیزم
    پاسخ:
    قربانت
    به همچنین
    سلام
    التماس دعا
    پاسخ:
    سلام :)
    ۱. خوش اشتهای کی بودی تو؟ اگه از حالمون راضی بودیم دعاش کنیم :))
    ۲. نمیری اینم عکسه؟ اصلا میذاره حس بگیریم؟ 
    ۳. شعرش مخصوصا اون بیت دومش قشنگه 
    پاسخ:
    1- مامانم :)
    2- خواستم متنوع باشه، مگه تو وسط احیا پستای منو میخونی:)
    3-موافقم
  • سعید سعیدی
  • حماقت و خود - فریبی در آخرالزمان 

    حماقت به عنوان خود - فریبی یک واقعه بغایت لطیف و حیرت آور و مالیخولیائی است و به مثابه آخرین تلاش ذاتی انسان برای ادامه زندگی در مراحلی است که حقیقت بیرحمانه رخ می نماید. بطور مثال یکی از مواقعی که اشد خود - فریبی ها بصورت یک جریان اجتماعی پدیدار می شود موقع بروز انقلابات است و یا وقوع فجایع طبیعی و یا ظهور یک انسان بر حق مثل پیامبر یا عارفی. در این مواقع خود - فریبی ( حماقت ) بصورت یک ناجی نامرئی به داد عوام می رسد تاادامه زندگی را ممکن سازد. ولی خطر که گذشت آن جادو از بین می رود و بالاخره سیمای واقعی حقیقت در مقابل نگاه مردم عریان می شود و مجبور به تصدیق شده و قابل پذیرش می شود. به همین دلیل اکثر مردم همواره مرده پرست و مرتجع هستند و این امری اجتناب ناپذیر می شود. ولی امروزه که عرصه آخرالزمان به معنای ظهور بلاوقفه حقیقت می باشد مردم مجالی برای خود - فریبی به سبک سنتی ندارند و لذا به داروها و مخدرات پناه می برند و نیز خودکشی ها و جنونها و جنایت ها رخ می نماید. و این بدان معناست که خود - فریبی مستمراً ناممکن تر می شود.

    استاد علی اکبر خانجانی

    کتاب شناخت شناسی ص ۵۹
    التماس دعا...
    پاسخ:
    :)
    دعاگوییم اگر دعامون شنیده بشه. شماهم هرجایی تسبیح سبز دیدید من رو یاد کنید.
    پاسخ:
    تنوع قشنگی بود:)
    یادم باشه برای احیای بعدی چون الان دارم میبینم کامنتت رو:)
    التماس دعای فراوان :)) 
    پاسخ:
    :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">