زمزمه های تنهایی

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر، با همه گرمیم...با دل های تنها بیشتر

زمزمه های تنهایی

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر، با همه گرمیم...با دل های تنها بیشتر

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

نویسندگان

برای حضرت دلدار

پنجشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۲۱ ب.ظ

 

 

هوالمحبوب

کاش می شد شبی از پشت همین در برسد

نامیدانه بخواهم بروم سر برسد

مثل آن کودک گمگشته که با نذر و دعا

ناگهان در وسط گریه ی مادر برسد

نذر دارم که تو را... آه اگر ممکن بود،

که به دستان خدا این غزل تر برسد

 

 

 

 

  • نسرین

او جان

نظرات  (۱۹)

  • علیــ ـرضا
  • چقدر قشنگ
    پاسخ:
    قشنگ تعبیر عاشقانه ی اشکال است
    ممنونم از نگاه تون :)
    قشنگ بود ... :'(
    پاسخ:
    ممنونم:)
  • رضا `پسر از جنس پدر`
  • یاشاسین صدای دلنشینی بود . "کاش می شد شبی از پشت همین در برسد "

    پاسخ:
    ممنونم :)
  • محب اهل بیت

  • دوش قرص مه روی تو به یادم آمد
    طلعت روی نکوی تو به یادم آمد

    می گذشت از در مسجد نفس آلوده سگی
    گذر خویش به کوی تو به یادم آمد

    سائلی دامن خود را به رفویی می دوخت
    دامن خویش به رفوی تو به یادم آمد

    ذکر خیر تو شد و بال ملک گستردند
    بوی اشک آمد و بوی تو به یادم آمد

    بخت خود دیدم و کارم گرهی محکم خورد
    گره های سر موی تو به یادم آمد

    بسملی بال و پر خویش به خون می آلود
    بین گودال وضوی تو به یادم آمد

    می بریدند لب تشنه سر از حیوانی
    بر سرم خاک، گلوی تو به یادم آمد

    آتشی در دل شب جلوه نمایی می کرد
    دختر سوخته موی تو به یادم آمد

    پاسخ:
    :)
    ممنون
    چه صدای قشنگی
    فکر کردم عکس پست، عکس خودت نیست. کامنتا رو راجع به دستبند خوندم فهمیدم مال خودته. قشنگه :)
    پاسخ:
    ممنونم عزیزم
    نه
    عکس خودم نیست

  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • ان شاالله که توی این شب های عزیز همه حاجت های خوبمون مستجاب بشه:-)
    پاسخ:
    ان شالله :)
    آقا احسان کجاست بیاد و صدای نسرین جان پرانرژیمون رو جای صدای بی جون امروز صبح من قبول کنه. :)

    خوش بحال حضرت دلدار ^__^
    پاسخ:
    نمیدونم که نیومده این طرفا احتمالا داره جای پارکم ماشینش رو مرتب می کنه :)
    لطف داری عزیزم :)
    :) :)
    ان‌شاءالله که همین روزها برسه، منم بیام شیرینی بخورم:)
    پاسخ:
    عزیزم:)
  • آشنای غریب
  • شاید آن زاهد درمانده که دینش را باخت 
    سر این معجزه این بار به باور برسد !
    پاسخ:
    :)
    التماسِ دعا :)
    پاسخ:
    محتاجیم به دعا عزیزم:)
    عه چه جالب
    شعر رو در عوض دستبند؟
    پاسخ:
    عجبا
    چه گیری دادین به این دستبنده!
    چه شعر زیبایی!!

    خوب خوندی!!
    پاسخ:
    ممنونم
    همون که به انگشتر و النگو گیر میده عزیزم این که از اونا بیشتر تو چشمه :) 
    ای بابا حالا خیال می کنی دارم امر به معروفی میگم؟ دارم با حرص و غصه میگم!
    پاسخ:
    نه عزیزم کاملا میفهمم

    شما میخوایید تقدیم حضرت دلدار کنید دستبند رو
    من که حضرت دلدار نیستم که!
    پاسخ:
    من شعر رو تقدیم حضرت دلدار کردم نه دستبند رو😐  
    چه دستبند خوشکلی میخواین تقدیم کنین
    قبول باشه :)
    پاسخ:
    آقا مرتضا دستبند برای شما یکم زشت نیست؟؟ :))
    ممنونم ولی چی قبول باشه؟
    شعر زیبایی بود و دلنشین
    ممنون از  انتخابتون
    تسلیت عرض می کنم
    پاسخ:
    ممنونم لطف دارید

    نه آرابیرا شده عزیزم! :) :/
    پاسخ:
    دختر یه دستنبد داره فقط کدوم ارا بیرا ؟؟ :)
    الان اون دست توی تصویر طبق شرع اسلام باید پوشیده بشه!!
    پاسخ:
    طبق شرع اسلام گردی صورت و مچ دست به بعد حلاله فدات شم:)
    آخ اگر برسد... چه شود!  😊
    پاسخ:
    جان من است او :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">