زمزمه های تنهایی

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر، با همه گرمیم...با دل های تنها بیشتر

زمزمه های تنهایی

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر، با همه گرمیم...با دل های تنها بیشتر

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

نویسندگان

بهانه ای برای خندیدن

جمعه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۲۱ ب.ظ


هوالمحبوب


رفاقت هزار تا رنگ داره، یه رابطه باید هزار تا چرخ بخوره، تا بتونی اسمش رو دوستی بذاری، یه رفیق باید هزار جور سنجیده بشه تا بتونه سنگ صبورت بشه، هیچ وقت کسی رو که نشناختی و باهاش چالشی نداشتی، نمیتونی رفیق صدا بزنی، رفیق کسیه که تو بدترین حالت تو رو دیده، توی بی پولی، توی تنهایی، توی گریه، توی خنده، توی مریضی، توی هزار و یک درد بی درمون که هر کسی توی زندگیش داره، برای بعضی ها راحت میشه حرف زد، راحت میشه همه چیز رو بیرون ریخت. راحت میشه اعتراف کرد، راحت میشه غر زد، راحت میشه فحش داد، راحت میشه داد زد. رفیق کسیه که وقتی عاشق شدی، اولین نفر با خبر میشه، پیش رفیقت نگران قضاوت شدن نیستی، نگران اعتقاداتت نیستی، نگران هزار تا چیز بی خود دیگه نیستی، قرار نیست پیش رفیقت هی سعی کنی موجه جلوه کنی، لازم نیست خوشگل و آراسته باشی، چون اون تو هپلی ترین حالت هم تو رو دیده و هنوز دوستته. لازم نیست براش هدیه های گرون قیمت بخری، چون روزهایی که حتی بلیط قطار برگشت به تبریز رو هم نداشتی اون کنارت بوده، روزهایی که غذای سلف دانشگاه رو با هم تقسیم کردین اون دوستت بوده و حالا لازم نیست توی گرون ترین رستوران ها مهمونش کنی تا ثابت کنی دوستش داری. مهمترین نقش یه دوست به نظرم من اینه که بذاره حرف بزنی حتی اگه مزخرف بگی، بذاره خودت رو خالی کنی حتی اگه از حرف هات خوشش نیاد، بذاره فحش بدی حتی اگه پای اعتقادش وسط باشه، راحت بگه ببخشید، حتی اگه دلش بیشتر از تو شکسته باشه، راحت قبولت کنه و راحت نقدت کنه، دوستت داشته باشه بدون هیچ توقعی، بدون هیچ چشم داشتی و فقط برای خودِ خودِ خودت. برای داشتن چنین رفیقی هزار بار شکرت خدایا.


+هدیه ای برای بهترین رفیق دنیا : الی

نظرات  (۸)

  • علی ابن الرضا
  • شما چقد خوب مینویسی..و دوست رو چه ساده اما عمیق معنا کردین ...خدا نصیب کنه همچین دوستیهایی
    پاسخ:
    نظر لطف شماست
    ان شالله که نصیب تون بشه دوست عزیز
    آخه تو خیلی سختش کردی 
    نوشتی یه رابطه باید هزار تا چرخ بخوره 
    هزار جور سنجیده بشه 
    تو بدترین حالت تو رو دیده 
    خوب کسی که تو رو تو بدترین حالت دیده اونقدر صمیمی بوده که دیده دیگه 


    بله درد دل کردن حس آرامش به آدم میده 
    من همه رو دوست خودم می دیدم 
    همه غیر همین مامانم :/ چون چماق لعنتیش از حرفای خودم رو هیچ وقت کنار نگذاشت :/ 
    پاسخ:
    اینکه من چی گفتم تجربه ی منه از رفاقت، گاهی توی دانشکده مجبور بودی با کسی هم اتاق بشی که نمیشناختیش، ممکن بود پیشش گریه هم بکنی حتی ولی رفیقت نبود، این عکس العمل اون آدم توی لحظه های حساس بود که بهت فهموند رفیق هست یا نه.
    اینکه هر کی از راه رسید بهش اعتماد کنی و سفره ی دلت ور پیشش باز کنی یه جور حس عدم امنیت بهت میده
    اینکه هیچ حریم خصوصی نداری دیگه
    و این چیزی نیست که من دوست داشته باشم
    دوستی رو که فقط وقتی بهت نیاز داره میاد پیشت اسمش رفیق نیست
    دوستی که وقتی نیازش داری بهانه میاره و در میره رفیق نیست و .....
    تو واقعا از این دوستها داری؟ 
    جالبه 
    خییییلی جالبه! 
    یعنی دوستی که همه امتحانا رو کردی بعد سفره دلت رو پیشش باز کردی آره؟
    من هر کسی کنارم نشست سفره مو بازشده دید :/ 
    در آخر هم نمدونم کی خوبه و کی نیست 
    و از کسی هم چیزی نمی دونم
    پاسخ:
    یعنی اینقدر تعجب آوره واقعا؟
    خب اشتباه کردی، چون درک شدن حس امنیت به آدم میده، خیلی ها  حرف های ما رو میشنون و عین خیالشون هم نیست
    درد دل کردن برای کسی که رفیقت نیست اشتباه محضه

    یه دونه از این دوستا داشتم ،متاسفانه دیگه دستش بنده
    پاسخ:
    بند چی؟
    واقعیتش از اینجور رفیق ها تو دنیای دخترا ندیدم! هرچقد هم دو تا دوست دختر باهم صمیمی باشن یه جاهایی به هم حسودی کردن یا به هم پز دادن یا به هر نحوی یه جورایی همو اذیت کردن! تو رفاقت حسادت یا کلاس گذاشتن نباید باشه... نداشتم از این رفیقا که خودم رو هم بسنجم ببینم اینجور رفیقی هستم یا نه!

    پاسخ:
    من موافق نیستم که قضیه ی رفاقت رو دختر پسری کنیم!
    حسادت حسی هست که هم تو دخترها پیدا میشه هم پسرها، البته اینو قبول دارم که بعضی از دخترها وقتی پای جنس مخالف وسط میاد بی خیال رفاقت میشن
    چیزی که تو جمع ماها نیست حسادت و کلاس گذاشتنهف چون دوازده ساله باهمیم
    پستی بلندی های زندگی همو میشناسیم
    خوب و بد همو میدونیم
    از کم و زیاد هم خبر داریم
    بین این آدم ها خودِ خودمم

    عکس معرکه ست :)

    کاش دعا کنید یه رفیقِ خوب واسه حوا پیدا بشه :))
    پاسخ:
    مرسی:)
    ان شالله حوای مهربان
    شاید از ویژگی محتاط بودنم باشه، کلا از اینکه با دیگران در مورد خیلی از مشکلاتم‌ حرف بزنم خوشم نمیاد، یه جوری به قول معروف چشمم ترسیده، از اینکه بعدا حرف‌هام علیه خودم باشه می‌ترسم، از استرس بعد درد و دل کردن هم فراریم، قبل گفتنش فقط بار خودش رو باید تحمل کنم بعد گفتن + ترس فاش شدن و خلاصه ترس‌های دیگه میشه ،‌نگفتن انگار راحت‌تره.
    تو وبم هم خیلی چیزها نوشتم ولی بعد پشیمون شدم و منتشر نکردم :)

    پاسخ:
    خب بستگی داره که این حرف زدن کجا و با چه کسایی اتفاق بیوفته،  منم خیلی از مشکلاتم رو اینجا مطرح نمیکنم، چون حس میکنم یه چیزایی شنیدنش گوش محرم میخواد.
    برای همین گفتم باید بسنجی بعد اعتماد کنی
    دوران دانشگاه بهترین زمان برای شروع چنین دوستی هایی هست
    چون نسبت به دبیرستان آدم ها پخته تر شدن و راحت تر میشه روی ثبات شخصیت شون حساب کرد:)

    اول بگم چقد عکسه خوب و باکیفیته :)
    از این رفیق‌ها که بشه همه‌چیز‌ رو بهشون گفت،از اینا که چیزی نگفته بینتون نمونه هیچ وقت نداشتم، البته شاید خودمم هیچ وقت از اینا نبودم برای کسی، نمیدونم.
    فقط این رو میدونم که معمولا اونقدری که من از دوستام میدونم اونا از‌ من نمیدونن :)
    دوستیتون مستدام عزیزم :)
    پاسخ:
    من یه همچین عکاس خفنی ام اصلا:)
    یاد اون جمله افتادم که میگفت رفیق خوب جعبه سیاه زندگی ماست:)
    من دو تا از این رفیق ها دارم که جفت شون الی هستن.
    خیلی خوبه داشتنش فرشته، ان شالله توی دانشگاه چنین کسی رو بیابی
    ولی دونسته های من از دوستام درسته که بیشتره ولی اونام خیلی چیزها میدونن ازم
    من گاهی یه بخشی از خودم ور همیشه مخفی میکنم نمیدونم چرا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">