زمزمه های تنهایی

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر، با همه گرمیم...با دل های تنها بیشتر

زمزمه های تنهایی

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر، با همه گرمیم...با دل های تنها بیشتر

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

نویسندگان

تو با سه روز تعطیلت چه کردی ؟

جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۱۳ ب.ظ

هوالمحبوب

آغاز سه روز تعطیلی، پست گذاشتم و از کلافگی ام گفتم، اینکه نمیدانم چه کاری را زودتر انجام دهم، حالا پایان سه روز تعطیلی است و من در یک غروب دلچسب پاییزی نشسته ام پشت مانیتور و دارم پست آخر را برایتان می نیویسم. در این سه روز تعطیلی کلی کار خوب انجام دادم و از خودم راضی ام، دو کتاب نصفه خوانده شده را تمام کردم، کتابهایی که فردا قرار بود به صاحبان شان تحویل دهم و بعد از حدود یک ماه هنوز در چند صفحه ی آغازی گیر کرده بودم. از هر دو کتاب راضی بودم، فرصت بازی ذهنی را برایم مهیا کردند که مدت ها بود ازش غافل شده بودم، کلا معما را دوست دارم، از کتابهایی که ذهن را به چالش می کشند هم استقبال می کنم.
در ادامه کلی موکت و ملافه و لباس شستم، به اندازه ای که می توانم بگویم حدود شش ساعت مفید را در این سه روز در حمام سپری کردم! لباس شستن را هم دوست دارم، گاهی وقت ها ترجیح میدهم به جای ریختن لباس ها در لباسشویی، خودم دست به کار شستن شوم، چنگ زدن لباس ها توی تشت، می تواند کلی استرس را از آدم دور کند، در نهایت از دیدن تمیزی لباس ها، موکت ، ملافه و هر چیز دیگری لذت می برید و حس مفید بودن می کنید.

مقاله ای خفن درباره ی اقدام پژوهی نوشتم که در نظر اول خودم را راضی کرده، حالا ببینم تا پایان سال و با تغییرات اعمال شده، تصمیم به ارسالش می گیرم یا نه.

چند ساعت با مغز فندق و مغز پسته بازی کردم، صدای خنده هایشان بهترین موسیقی زندگی است، السا دختر بلایی است که لنگه ندارد، ایلیا فیلسوف کوچک خانه ی ماست که همه کار را به درستی انجام می دهد و اعتقاد دارد که در آستانه ی سه سالگی هنوز وقت از پوشک گرفته شدنش نیست! هر روز و هر ساعت این کار خطیر را به شنبه و فردا موکول می کند!

دو عدد جاماژیکی برای کلاس ها ساختم که فکر میکنم مشکل گم شدن ماژیک ها را تا حد زیادی برطرف کند، این روزها در مدرسه با کمبود شدید ماژیک رو به رو هستیم چرا که قیمت ها به حد غیر قابل باوری افزایش پیدا کرده است.

سوالات امتحانی هفته ی پیش رو را آماده کردم، به دلیل عدم تدریس مطالب جدید، درگیری برای طرح سوالات از همان مباحث تکراری کاریست حوصله سر بر.

در پخت کوفته های خوشمزه ی مامان، مشارکت فعال داشتم و به عنوان عنصر تاثیرگذار شناخته شدم، نا گفته نماند که کوفته های مامان من، از نکته های عطف مادری اش به حساب می آید!

چند موزیک دلنشین گوش داده ام و چند کلیپ زیبا دیده ام که بعدا سر فرصت درباره شان خواهم نوشت.

و در نهایت در یک عصر دلچسب پاییزی از تماشای فوتبال تراکتور سازی و ذوب آهن و یک پیروزی شیرین سر ذوق آمدم. این پیروزی آنقدر انرژی بخش بود که توانست غم پایان تعطیلات را یکجا بشورد و با خود ببرد.

راستی موهایم را حنا گذاشته ام، شامپوی مخصوصم کمیاب شده است و مشکل چربی موهایم دوباره عود کرده، می گویند حنا برای تقویت مو موثر است، فعلا دارم از رنگ زیبای موهایم لذت می برم، ترکیب رنگ حنا با موهای قهوه ای ام، چیزی شبیه فندقی ساخته است. شستن حنا از دشوار ترین کارهای ممکن در زندگیست که ترجیح میدهم هرگز امتحانش نکنم!

من از خودم راضی ام شما چطور؟


کوفته های مامان پز، جاماژیکی ها

  • نسرین

نظرات  (۲۴)

هرچی فکر میکنم می بینم اتفاقا اصلا بهم نمیاد...نمیدونم چجوری به این تصور رسیدین (:
پاسخ:
نمیدونم 😂
چرا بهم نمیاد مگه /:
پاسخ:
بهتون میاد یه شغل خوب داشته باشین
و فعال باشین
  • محمود بنائی
  • خب شاید ربطی نداشته باشه اما من این جمله را از خانم ها زیاد شنیدم که یک کتاب را یک روزه خوندن ولی تا حالا از آقایون و دوستای خودم نشنیدم :) صد درصد به کتابش هم بستگی داره، وقتی مثل بادبادک باز یک حسی تو را میکشه به دنبال خواندنِ بقیه ی ماجرا :) 
    پاسخ:
    خب ما خانم ها اکتیو تریم😜
    بله کتابش خیلی مهمه

  • محمود بنائی
  • خوندن یک روزه کتاب باید فقط از یک خانوم بر بیاد! یا لااقل من به عنوان یک مرد نمیتونم، اصلا حیفه یک کتاب خوب را یک روزه بخونی مثل سرکشیدن یکهویی لیوان شیرعسل میمونه! نمیشه مزه مزه اش کرد!
    دوست داشتین یکبار از ورزشگاه بازی تراکتورسازی را ببینید؟ امسال تیم خوبی دارید :) با آرزوی قهرمانی.
    یک وقتهایی آدم انقدر کارهای دلخواهشو درست انجام میده که احساس فیس! میکنه :)) حسابی از خودش راضی میشه.
    سوال آخر: نه!  اون بغل نوشتین لجم میگیره! 😅 الان لجم میگیره که شما از سه روزت خوب استفاده کردی هرچند من دو روزش را شیفت بودم. 
    پاسخ:
    خوندن یک روزه ی کتاب هیچ ربطی به جنسیت آدم ها نداره، بستگی به کشش اون کتاب داره، من وقتی کتاب رو دوست داشته باشم سرعت مطالعه ام بالاتر میره و اینجوری بیشتر و بهتر میتونم مزه مزه اش کنم، حتی وقتی شیرکاکائوی محبوبم رو هم میخورم ترجیح میدم یک نفس سر بکشم و یکجا مزه اش رو حس کنم.
    صد در صد چرا که نه، کدوم فوتبال دوستی هست که نخواد بره بازی تیم محبوبش رو از نزدیک ببینه، اما لعنت به اجبار :(
    ممنونم ان شالله توکل به خدا
    البته این اتفاق هر هزار سال یک بار میوفته که من اینقدر از خودم راضی باشم :)
    لج گرفتن هم چیز خوبیه گاهی باید تجربه اش کنین :))
    قدیما مردا هم حنا میذاشتن ...
    چون کار نیست 
    پاسخ:
    آره پیامبر هم میذاشتن ولی پسرای امروزی رو نمیدونستم دوست داشته باشن یا نه
    بهتون نمیاد بیکار باشین آخه :(
    سلام 
    از آخر به اول کوفته های شما با کوفته های ما هزار تا آسمون فرق میکنه !!
    نوش جانتان :)
    دست مادر جان شما هم درد نکنه :)
    خداحفظشون کنه.

    دوم میشه روش ساخت   جامدادی رو آموزش بدی ؟:)
    ممنونم 

    سوم اینکه فکر کنم با اوج گرفتن قیمت ماژیک و اینا باید به دوره ای برسیم که از تخته و گچ استفاده بشه :))
    بلکه بچه های نسل جدید اندکی قدر نعمتهای خود را بیشتر بدونن و بدانند و آگاه باشند که دهه ۶۰ ایی ها چه ها که نکشیدند :))
    ولی انصافا گچ چیز خوبی بود حتی خوبتر از ماژیک :))


    چهارم اینکه 
    مبارکه رنگ حنایی :)
    یه چیز دیگه هم خوبه برای رشد مو که اگر خواستین خصوصی بهتون میگم استفاده کنید :)


    و درآخر  
    ایشالا همه لحظات زندگی پربار و پر ثمر باشه :) و دلت شاد و جانت سلامت باد :)


    +

    من از خودم الان راضی نیستم! ولی از تعطیلات بجز امشب تا حدودی راضی بودم.




    پاسخ:
    سلام
    خب کوفته اصلش مال ماست شاید شهرهای دیگه هم یه تغییراتی در ذاتش داده باشن براساس ذائقه هاشون:)
    ممنونم عزیزم
    روش ساخت خاصی نداشت، جعبه های شکلات خالی بود که روش نوار هایی از نمد چسبوندم و یه بخشی هم برای زیباسازی نوارهای آماده رو بافتم و چسبوندم :)
    حتما میام می پرسم موهای من به شدت آسیب پذیره :)
    همین رضایت نسبی هم غنیمته من اغلب موارد رضایت نسبی هم ندارم
    با این همه کار میخواین راضی هم مباشید؟
    حنا خوبه منم میزنم گاها (:
    ما نه.ادم بیکار هیچ وقت از تعطیلی هاش راضی نیست (:
    پاسخ:
    :)
    جدی؟ جالبه نشنیده بودم آقایون هم موهاشون رو حنا بذارن :)
    بیکار چرا؟؟
    چرا دفعه بعد رنگ کن خیلی باحاله :) هرچند روی حنا رنگ خوب نمیگیره.
    چرا معلم ها همیشه دوست داشتنی ان؟! فکر کنم یه شغلیه که اکثریت نزدیک به صددرصد وجدان کاری دارن و دغدغه مندن.
    پاسخ:
    آره باید بذارم رنگ حنا بره بعد:)
    رنگ رو باید توی آرایشگاه بذارم آخه خودم بلد نیستم
    بعدش هم دوست دارم فعلا طبیعی باشه موهام چون بعد از ازدواج به حد کافی ور خواهیم رفت با این موهای بیچاره
    دخترانگی شون رو دوست دارم هنوز :)
    نمیدونم والله :)
    شایدچون زبان کودکی گشوده ایم....

  • محمد زیبانویس
  • هم وبلاگی‌ عزیز!

    اگر قصد تبادل لینک دارید ابتدا ما را نام [معرفی کانالهای ایتا] لینک کنید سپس لینک وبلاگ خود را به ما ارسال کنید تا ثبت شود.

    پاسخ:
    😬😬😬😬
    من نق زدم و با جزوه حسابداری سر و کله زدم
    پاسخ:
    نق زدنم خوبه اصلا گاهی لازمه :)
    جواب سؤال آخر:
    ولی من نیستم.
    پاسخ:
    شرایط آدمی که داره پایان نامه می نویسه و سه روز تعطیلی از خودش راضی نیست رو خیلی خوب درک میکنم
    چقدر خوووووووووووب بودی، چقدر خووووب بوده تعطیلاتت :)
    تعطیلات من رو سردرد لعنتی خراب کرد، من اینبار بجای حنا موهام رو رنگ کردم، الان یه دخترم با موهای زیتونی مایل به طلایی. آشپزی کردم، هی منتظر شدم یکی برام سوپ بپزه ولی هیچ کس نپخت و خودم پختم. ظرف شستم. یکم بیشتر از روزهای معمولی خوابیدم. خلاصه که دوست داشتم زودتر تموم شه. من میگفتم زود تموم شه و زنداداش میگفت تموم نشه، سر یه چیزی که بالاخره تموم میشد کلی بحث کردیم و پریدیم بهم و تهش هم خندیدیم... صبح که جلو در خونه بند کفشام رو میبستم زنداداش از بالا صدام میزنه و میگه: آهای دختر من یه ساعت دیرتر از تو میرم حقر شیر دارم هار هار ...
    پاسخ:
    من هیچ وقت جرات رنگ کردن موهام رو نداشتم :)
    حس خوبیه موهامو دوست دارم توی مدرسه به همه نشون میدادم :)
    سردرد لعنتی اه
    معلم ها هم دو دلن
    هم میخوان تعطیل بشن هم بابت عقب موندن از بودجه بندی ناراحتن :)
    سلام ماشا الله چقدر کار مفید انجام دادید
    بازی تراکتور خیلی چسبید یاشاسین
    پاسخ:
    سلام همیشه هم این طوری نمیشه :)
    خیلی زیاد
    دمشون گرم
  • صبورا کرمی🦄
  • چه فعال
    من که مسافرت هستم و به شدت مریض شدم. سعی میکنم از مسافرت لذت کافی ببرم هر چند خیلی خالم خرابه
    پاسخ:
    وای مریضی تو مسافرت خیلی ضد حاله
    خوش بگذره و ان شالله زود خوب بشین
    از شباهت های فعالیتمون توی این تعطیلات میشه به شستن خروارها لباس و ملحفه و غیره و ذلک اونم توی حموم و به صورت کاملا سنتی اشاره کنم! :) خسته کننده س، اما یه جورایی وسط تماشای پی در پی سریال ها، یکم تنوع لازم بود که به مغزم استراحت بدم!! :))
    نسرین دختری با موهای حنایی :)) مبارک باشه ولی من تا حالا از حنا واسه موهام استفاده نکردم هرچند بهم خیلی توصیه شده اما رنگ موی (ترجیحا) قرمز رو بیشتر میپسندم!! :))
    پاسخ:
    به شیوه ی سنتی رو خوب اومدی:)
    کدوم سریال؟ بازم کره ای؟
    :)
    ممنانم، منم بار دوممه البته بیشتر برای تقویت موهام گذاشتم دفعه ی قبلی روغن زیتون زده بودم رنگ نگرفته بود الان خوب شده ولی:)
    من همش سر کار بودم 
    همش و همش و همش 
    و بقیه اش هم تو وبمه 
    پاسخ:
    ای بابا
    چرا آخه
  • آسـوکـآ آآ
  • خوشمزه و خوشگلن عکسا و اینکه تبریک بابت بردتون عزیزم.
    لباس شستن هم میتونه ذهن رو آروم کنه؟ واسه من ظرف شستن میتونه این کار رو انجام بده.
    پاسخ:
    ممنونم آسوکای مهربان
    ظرف شستن رو خیلی دوست دارم ولی چون لباس شستن توی سکوت انجام میشه و کسی نیست دور و برت راحت میتونی به آرامش برسی:)
    فوتبال‌ها رو نتونستم ببینم و به‌جاش خبراشو خوندم و فوتبال ۱۲۰ دیدم. کلی هم برای امتحانای فردا خوندم و تست زدم و کارای مسابقه‌مو تا حدودی انجام دادم و دوتا مهمونی هم رفتم. 
    ولی دیه امروز اینجوری شده بودم که میخواستم تعطیلات تموم شه :/ نمیدونم چرا ولی احساس کلافگی داشتم '_' 
    پاسخ:
    من تا حالا فوتبال 120 رو ندیدم:)
    باریکلا دختر فعال
    مهمونی خوبه دوست دارم ولی دعوت نشدم فعلا:)
    آره حق میدم بهت گاهی اینجوری میشه
    البیر
    پاسخ:
    :)
    تراختور هم امروز برد مثل اینکه شادید
    پاسخ:
    مثل اینکه ؟؟

    واقعا مثل اینکه؟

    عجب :)
    زندگی کردم :)


    پاسخ:
    چی بهتر از این :)
    کلی فعالیت داشتین که. منم به همراه وحید و بردارا خونه تنها بودیم و گذروندیم تعطیلات رو. با طعم چمپیونزلیگ و کتاب و خورد و خواب و غیره. مرحلۀ آخرش هم که تمیز کردن خونه بود. در همین حد مختصر و مفید سپری کردیم تعطیلات رو. :)
    پاسخ:
    کلا باورم نمی شد که این نسرین تنبل تبدیل به چنین عنصر موثری شده :))
    فقط تمیز کردن اتاقم موند برای شنبه به این یه مورد دیگه نرسیدم
    و البته دشوارترین کار برای من... اتو کردن .... اه
  • جناب منزوی
  • خدارو شکر، تعطیلات خوبی داشتید.
    ان شاءالله شنبه شروع خوبی باشه
    پاسخ:
    ممنونم
    ان شالله شما هم شنبه ی خوبی رو شروع کنید :)
  • حـ . آرمان (استاد بزرگ)
  • سلام.
    یاشاسین تراختور.
    همین برای سه روز تعطیل کافیه.
    پاسخ:
    سلام
    ساغولاسیز
    سیزده یاشیاسیز:)
    دقیقا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">