زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازه ی هیچ کدام از شما خوب نمی نویسم، لجم میگیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا میکنم که نوشته هایش تا مدتها میخکوبم می کند، لجم میگیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک تک تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی توانم جواب دندان شکنی به بعضی هایتان بدهم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه گاهی وقت ها حوصله سر بر می شوم هم لجم میگیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی توانم بنویسم لجم میگیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم میگیرد. از اینکه دوست تان دارم و نمیتوان بهتان بگویم، هم لجم میگیرد. از اینکه نمی توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم میگیرد. از اینکه مجبورم صبح ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم میگیرد. از اینکه می دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم میگیرد. از اینکه نمی آیید بی هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم میگیرد. حتی از اینکه پست های جدیدم را می بینید و انگار نه انگار و صفحه رو می بندید و میروید هم لجم میگیرد.
اما در کنار همه ی این ها اینجا یک عدد نسرین خوشحال هست که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده های خاموش و بی حوصله. برای شما بلاگر هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی هایش برای شما حرف می زند.

نویسندگان

ازدواج را آسان کنیم

پنجشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۴۸ ب.ظ

هوالمحبوب

واقعیتی که این روزها شاهدش هستیم، اینه که توی این وضعیت اقتصادی اسفناک، خیلی از جوون ها از تشکیل زندگی مایوس شدن و خیلی ها دارن به تجرد دائم فکر میکنن. چیزی که قطعا یک تهدید بزرگ برای کشورمون به حساب میاد. پسرها از مخارج عروسی و خرید و هزار تا چیز دیگه فراری هستن و دخترها دلمشغولی های خودشون رو دارن.  

نگرانی های مالی خواه یا ناخواه بخش بزرگی از روزمرگی ما شده. همش نگران این هستیم که کم بیاریم، نگران این هستیم که ازدواج باری بر دوش زندگی مون باشه. مدام داریم توی ورطه ای فرو میریم که سال هاست جامعه رو و خانواده ها رو تهدید میکنه.


رسم های غلطی که پایه ی اصلی شون روی چشم و هم چشمی بنا شده، مبنای اغلب شون روی این جمله است که مردم چی میگن؟

به نظرم، اونقدر هممون درک و شعور کسب کردیم که دیگه فریب این جملات رو نخوریم، اونقدر سطح آگاهی ها بالا رفته که دیگه توی دام این رسم های دست و پا گیر نیوفتیم. رسم هایی که نه تنها شعور ما رو زیر سوال میبرن که گاهی متاسفانه اعتقاد مون رو هم تحت شعاع قرار میدن.

با این مقدمه میخوام ازتون دعوت کنم که با هم کمپینی تشکیل بدیم تحت عنوان«پویش همدلی» البته این ایده ی اصلی از شبکه های اجتماعی نظیر توییتر شروع شده، اما تا جایی که میدونم توی فضای بلاگستان، کسی سراغش نرفته.

چیزی که هدف اصلی این پویش هست حذف تشریفات دست و پا گیر از مراسم عروسی و کلا مقوله ی ازدواج هست.

پیشنهاد هایی که خود من دارم که بهتون میگم هر کس موافق بود اعلام آمادگی کنه تا این پویش به یک فرهنگ تبدیل بشه.

-چه لزومی داره توی این گرونی طلا، حتما حلقه عروس  و سرویس عروس از جنس طلا باشه؟ مگه این قسم لوازم برای تزئین و زیبایی استفاده نمیشن؟ خب چرا نمیریم سراغ نقره یا فلزهای کم بها تر دیگه؟ مگه اون ها زیبا نیستن؟

-چرا حتما باید برای مراسم عروسی یه ایل آدم رو دعوت کنیم اونم در حالی که به ندرت سالی یک بار همدیگه رو ملاقات می کنیم؟ مراسم ساده، جمع و جور و خودمونی که صمیمیت بیشتری هم داره.

-چرا برای چشم و هم چشمی باید از شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو برای جهیزیه بخریم؟ مگه زندگی دو نفره نیست؟ چرا باید توی این گرونی فاجعه بار، کمر پدر و مادر ها زیر بار این فشار اقتصادی خم بشه، چون میخوان دختر شوهر بدن؟ مگه همه اول زندگی شون باید کل لوازم شون لوکس و مارک باشه؟

- اصولا مفهوم مارک و برند توی زندگی رو من هرگز نفهمیدم. اینکه من لباسی بپوشم که فلان برند باشه چیزی به ارزش های من اضافه می کنه؟ چرا به جای اینکه من به لباس تنم ارزش بدم، اون داره به ارزش من چیزی اضافه می کنه؟

-این همه مراسم های الکی، که ماهیت همشون یکی هست برای چی برگزار میشه؟ یه مراسم ساده ی عقد یا مراسم عروسی کافی نیست واقعا؟

-باورتون بشه یا نه، هنوز هستند کسایی که در حد خودکشی، وسیله برای جهیزیه  میخرن و در نهایت اون ها رو به نمایش میذارن و بقیه میرن و تماشا میکنن این وسایل رو!

خلاصه که هر خرج اضافه ای که مانعی برای تشکیل یک زندگی مشترک توام با آرامش باشه به نظرم باید حذف بشه. امیدوارم با ترویج فرهنگ ساده زیستی مسیر هموار تری در انتظار نسل ما باشه.

نکته ی مهم: لطفا هر کس که موافق این کمپین هست، لینک پست رو توی وبلاگش بازنشر کنه یا هر جوری که میتونه اعلام آمادگی کنه و توی وبلاگش نظر خودش رو درباره ی این موضوع بنویسه. همه ی مخاطب های وبلاگ رو به شرکت توی این چالش دعوت میکنم. حتی شما دوست عزیز :)


 

  • نسرین

از ناممکن ها

نظرات  (۲۷)

با سلام...
شما هم می توانید کسب درآمد عالی داشته باشید
دوستان عزیز خواندن این مطلب فقط 10دقیقه زمان خواهد برد اما این 10 دقیقه سرنوشت شما را تغییر خواهد داد
این روش ها آن قدر ساده هستند که آرزو می کنید ای کاش زودتر آنها را کشف می کردید تا خیلی زودتر درآمد پیدا کنید
دیگر نیازی به کار در بیرون از منزل نیست و فقط با صرف 2 تا 4 ساعت در روز درآمدی باورنکردنی خواهید داشت.
نویسنده این مطلب به شما تضمین خواهد داد که بعد از گذشت دو هفته به درآمدی بالای 400 هزار تومان در روز خواهید رسید
اطلاعات بیشتردر سایت زیر

www.musicgelyan.com

آدرس بالا را بصورت کامل در مرورگر خود کپی کنید

اگر اهل کسب و کار اینترنتی هستید فرصت را از دست ندهید
تفاوت روش هایی که شما در این سایت با آن آشنا می شوید با سایر سایت ها این است که همه ی این نکات
 طبق تجربه ی واقعی در بیش از 5 سال به دست آمده و بر خلاف سایت ها ی دیگر تئوری نیست.
پس با کمک آنها شما می توانید خیلی سریع تر و مطمئن تر در کسب و کار اینترنتی خود موفق شوید و ماه ها در وقت ارزشمند خود صرفه جویی کنید.

درضمن تبادل لینک نیز با تمامی وبلاک ها و سایت ها داریم

پاسخ:
باشه
سلام.
اینایی که گفتی درست. ولی مسئله اصلی برا ازدواج نه تشریفاتش بلکه بعد از تشریفاتش هم هست. من جوون می‌بینم با این شندرغاز پول خب زندگی خودمم نمی‌تونم مدیریت کنم. پس طبیعتاً به چیزی به اسم ازدواج فکر نمی‌تونم بکنم. و البته که خیلی مسائل دیگه هم هست که باز هر کدومش یک سنگ بزرگه جلوی ازدواج. نتیجه می‌شه اینکه خب تن به ازدواج نمی‌دن جوونا. 
پاسخ:
سلام
بله اینم هست
کلا شغل و درامد ثابت هم توی این کشور برای هم سن و سال های ما یک معضل اساسی شده
ولی خب روی صحبت این پست اونهایی بودن که شغل دارند و حتی خیلی هاشون خونه و ماشین هم دارن ولی قید ازدواج رو زدن.

دقیقا کدوم شهر ۷۰ تومن خونه میدن؟ من که راضیم ته دنیا یه خونه نقلی بخرم برای خودم
پاسخ:
ما تبریزی هستیم
همین عید امسال یه خونه  ی50 متری رو فروختیم 70 تومن.
البته این خونه توی یه محله ی پایین شهر قرار داره ولی بازم خوبه با این قیمت یه خانواده چهار نفره صاحب خونه شدن.
اینهمه میگیم و مینویسیم ولی موقع عمل که میرسه حرف عمه ها و خاله ها و دختر عمو ها و دختر دایی ها بیشتر اهمیت داره تا عقیده ی خودمون
متاسفانه این یه مورد تو ایران بد ریشه داره و تا حدودی تغییرش غیر ممکنه
پاسخ:
نه من اینجوری فکر نمی کنم
حداقل دور و بری های من اینجوری نیستن و عمل کردن بهش
خواهر من موقع ازدواج حتی از نظر مالی موقعیت بهتری نسبت به همسرش داشت، ولی با این وجود سر خرید خیلی چیزها به حداقل ها اکتفا کرد چون همسرش یه بحران مالی رو داشت پشت سر میذاشت.
خود منم اینجوری ام. یعنی وقتی آدم خودش دستش تو خرج هست بیشتر صبوری می کنه قدر میدونه و سعی میکنه کوتاه باید از مواضع خودش.

من ندین ساله حلقمو تو این زمینه پاره کردم .اما از یه عروسی کوچیک نمیگذرم! شده حتییی فقط لباس عروس بپوشم و برم آتلیه برای عکاسی بدون مهمونی
پاسخ:
خیلی خوبه این عروسی کوچیک و یادگاری حق مسلم توِ بهار جان :)
همه ی اینا برمیگرده به انتخاب های ما... اگر شخص اشتباه رو انتخاب کنیم به جای جهیزیه فوق لوکس و بهترین لوازم خونه و ماشین هم بخرن خانواده عروس برای دامادشون باز نتیجه ای نخواهد داشت این ازدواج و تفکرات غلطش اون زندگی رو به تباهی میکشونه!

درباره درک کردن شرایط هم اصلا و ابدا امکان پذیر نیست برای همه!
کسی که عقل نداره رو میشه با یه کمپین بهش عقل داد؟!
تا خود شخص از ته وجودش به این موضوع ایمان نداشته باشه که اخلافیات مهمترین مورد برای داشتن یک زندگی مشترک هست به جایی نمیرسه این کمپین ها...

تا خود شخص اعتقاد نداشته به اینکه پدر زن پولدار، با شغل با کلاس، دختر خیلی زیبا، و... زندگی رو موفق و شیرین نمیکنه
تا به این نتیجه نرسه که پسری با بهترین درآمد و بهترین خونه و بهترین ماشین و در بهترین سطح رفاه که سرتا پا طلا بخره براش، لزومه بهترین شوهر دنیا نیستاین حرف ها یاسین خوندن تو گوش کر هست

طرف داره میگه من از طلا بگذرم؟؟!؟!!!!!! 
نه جانم شما اصلا این کار رو نکنید لطفا که دو ماه نشده پدر اون بدبخت رو در خواهی آورد که من طلا نخریدم... و هزار بحث دیگه

البته پسرها و دخترها تقریبا به یک اندازه دخیل هستند توی این رسومات کوته فکرانه ی غیر منطقی!

و اما خانواده ها که نقششون کمتر هست، چرا که اگر پسر و دختر بخوان خودشون خانواده کاری نمیتونه بکنه! پسر میگه من این دختر رو با همین شرایط قبول دارم و ازش جهیزیه نمیخوام، و بلعکس دختر میگه ما بعدا ماشین میخریم یا امثالهم... 
خانواده میخواد چیکار کنه؟!!!!

حقیقتش اینه ما نسلی مفتخور بار اومدیم :)) که مسئولیت گریز هستیم...

پاسخ:
خب من فکر میکنم همین تبلیغات باعث شده ما الان به این نقطه برسیم
تبلیغات منفی اثرش رو گذاشته و حالا میشه با تلاش دسته جمعی و تبلیغ مثبت جور دیگه ای فرهنگ سازی کرد.
اینکه رفتارها و روش های زندگی آدم ها این تفکر رو به وجود آوردن
دخترها حتما یک موردهایی دیدن که به این نتیجه رسیدن
امیدوارم که بشه کاری کرد که بحران از این گسترده تر نشه
با جمله آخر به شدت موافقم :)
  • آشنای غریب
  • یه روز یه بزرگی بهم گفت برو کار کن و پول زیاد داشته باش
    اگرم دختری رو راضی کردی و زنت شد، روزی اونم دلش میخواد که فلان چیز رو داشته باشه 
    و راست گفت: بعد سالها فهمیدم که یه وقتایی هست آدم آرزو میکنه بهترین ها رو داشته باشه

    :(((((((((((((((((((
    یه دنیا غم دارم
    پاسخ:
    به نظرم یه دختر بیشتر از اینکه آرزوهای مالی داشته باشی آرزوهای دیگه ای داره
    روانی، روحی، نیاز به تکیه گاه، آرمش و.....
    مسائل مالی کم اهمیت ترین بخش زندگی هستن به نظرم
    ازدواج نکردن مشکل رو حل نمی کنه
    ولی قطعا ازدواج کردن مشکل رو بزرگتر می کنه 
    راه حلم گشایش اقتصادی هست که عملا ممکن نیست و همه هم می دونیم چرا
    پاسخ:
    خب نگین ممکن نیست اینجوری همه ی امیدها از دست میره
    بهتره بگیم ان شالله :)
    چاره این نیست با این شرایط هم باید بشه کاری کرد  دیگه
    سلام مجدد
    ازدواج باید همراه با تعقل باشه، انتظارها باید دو طرفه باشه، اگه از دختر انتظار دارن سخت نگیره باید پسر هم با کار کردن جبران بکنه، یعنی هم دختر و هم پسر هر دو به نوعی فداکاری کردن و این یک جرقه ای برای صمیمیت بین اونها قرار میگیره.
    اینکه برخی پسرها ارزش ترحم ندارن، درسته، پس نباید به پسر یا مردی که ارزش نداره زن داد و دختر رو بدبخت بکنن. باید سراغ خانواده ی رفت که ارزش ها رو درک کنه و باور عمیقی به ازدواج داشته باشه. چنین خانواده ای باید برای اونها تساهل و تسامح در نظر گرفت. در نهایت چنین ازدواجی مثل نهالی که نوپاست، در کوتاه مدت ثمر ندارد ولی در دراز مدت ثمر خواهد داد. در بحث ازدواج بنده صاحب نظر نیستم ولی در کل ماهیت اصلی دختر و پسر باید سیرت باشه نه صورت.
    پاسخ:
    سلام قطعا همین طوره
    ولی راهکار عملی هم بدین بیشتر ممنون میشم
    بذار واسه دهه هشتادی ها خودشون برن برای خودشون زحمت بکشند
    ول کن شصتی ها رو تازه هفتادی ها هم عروس شدن آخراشون موندن 
    شصتی ها سوخته ان 
    تا آخر هم بسوزن که نسلهای بعدیشون میخواد درست بشه؟
    چرا ما بسوزیم؟ چرا ما؟
    که مسل بعدی میخواد بدون درگیری فکری و ترس غیرتجملی باشه 
    به درک همشون 
    این کار جز سوختن بیشتر روح دختر چیزی نداره 
    چون فرهنگ جامعه نمی پذیره 

    پاسخ:
    چی بگم والله
    ولی این سوختن نیست
    این نجات یافتن هست به نظرم
    نجات بدیم خودمون ور از این رشته های پوسیده ای که دور خودمون و زندگی مون تنیدیم
    که بتونیم راحت تر زندگی کنیم
    توی شهرستان اجاره کمه حقوق هم کمه
    توی تهران حقوق رباده اجاره هم زیاده
    برای همین عملا کل کشور درگیرن فقط تهران نیست
    پاسخ:
    ما شهرستانی نیستیم😊
    فقط اهل تهران نیستیم😊
    خب همه میدونیم، مشکلات اقتصادی رو
    برای مبارزه با این وضع چیکار کنیم؟ 
    ازدواج نکردن، مشکلات رو حل میکنه؟
    خواهرم اعتقاد راسخی داشت به سبک زندگی اسلامی و بنا به حرف رهبر تجملی نباشه و ... حتی یه قلم ایرانی خرید بعد به خاطر کیفیت مجبور شد بیخیال ایرانی بشه 
    اما الان که یک سال هست رفته خونه ی خودش و د سال هم تو عقد بود و مقایسه هایی که با خواهر شوهر تازه ازدواج کرده اش و بعد هم با جاری ده سال از خودش کوچیکتر غیر شاغل شد و اون دید که همه چی تحت الشعاع این تجمل گرایی ها قرار گرفت و خواهرم که معلم رسمیه حالا می فهمه که از شاغل جماعت بیشتر هم توقع دارن 
    می دونی نسرین 
    متاسفم و متاسفم که پول و تجملاته که احترام میاره 
    پاسخ:
    چرا همیشه اونی که تو اقلیت هست باید تغییر موضع بده؟
    چرا تلاش نکنیم که بقیه رو متقاعد کنیم که دارن اشتباه میکنن؟
    کلا باید این تفکرات غلط ریشه کن بشن
    از هر جایی که لازمه باید شروع کنیم

    متاسفانه 
    شوهر و خانواده شوهر خواهرم 
    متاسفانه 
    در عمل نشون دادند که به ظاهر خیلی اهمیت مید هند 
    متن رو نمی خونم دیگه 
    چون یک طرف قضیه دخترهایند 
    خواهرم میگه سیسمونی درست و حسابی میذاره تا چششون را پر کنه این همه بین دو تا جاری فرق نذارن :/
    راست هم میگه 
    منم گفتم سالهای قبل خمس می دادم الان نمیدم چون با 
    چهارده تومن اگرررررررررررر ازدواج کنم میخوام جهاز بچینم؟ :|
    پاسخ:
    سلام
    راستش خیلی متوجه منظورت نشدم. 
    مخصوصا جملات آخرت. 
    به نظرت خواهرت کار درستی میکنه؟ 
    توی شهر شما میانگین حداقل حقوق با تهران خیلی فرق می کنه
    تهران حقوق ها نسبت به بقیه شهرها بیشتره . برای همین این فشار به اون آدم ها هم می آد
    پاسخ:
    خب پس نمیشه همه ایران رو تهران تصور کرد
    درسته؟ 

    در مورد شرایط من امید به اصلاح دارم ولی (:
    جدا از مشکلات اقتصادی ،ما تو فرهنگ و تفکرم به شدت ضعیف شدیم و استفاده از این روش ها بینش بالا و فرهنگ سنت شکنی میخوادکه متاسفانه نداریم تو جامعه.

    در هر صورت ازدواج از مهمترین امر زندگی یک نفر هست و با این شرایط، همچین قدم و کمپینی میتونه از معدود راه حلای مفید باشه.هرچند زیاد جوابگو نباشه.
    ایده خوبی دارین و موفق باشید (:

    پاسخ:
    خیل یخوبه که هنوز امیدوارین:)
    خب دقیقا هدف این کمپین اصلاح فرهنگ ازدواج هست
    امیدوارم که استقبال بشه ازش:)
    اتفاقا من زیبایی رو تو طلا نمیبینم، ولی خب علاقه ی ذاتیه که همه دوست دارن داشته باشن حتی اگه ازش استفاده هم نکنن! 
    نسرین جان من با این درک های یه طرفه مخالفم... اصلا همیشه کلمه ی "درک" فقط واسه دخترا استفاده میشه که کم توقع باشن، پول نخوان، خونه نخوان، جشن نخوان، طلا نخوان... کلا مسائل مادی نخوان و بچسبن به غیرت و خوبی پسر... منم قبول دارم.. بخدا دخترا توی خیلی چیزا کوتاه اومدن، همون سرویس هم که برا عروسی میخرن، دو روز بعد بخاطر مشکلات زندگیشون میفروشن... 
    من حرفم اینه که پسرا اول توقعاتشون رو باید بیارن پایین، وگرنه اینکه یه دختر شغل و پس انداز میخواد واسه داشتن آسایش تو زندگیشونه، وگرنه کدوم پسری اول کاری اومده خونه ی لوکسشو بزنه به نام دختره یا موجودی حسابشو انتقال بده به حساب دختره که همه فک میکنن ما چشممون دنبال داراییشونه؟؟ وقتی پسرا توقع دارن دختره خوشگل باشه و قدش دقیقا فلان سانت باشه و اندامش دقیقا شبیه فلان بازیگر آمریکایی باشه و زیباییش از دوس دخترا یا همسرای دوستاشون بیشتر باشه و اصلا نجابت و پاکی دختر مد نظرشون نیست و از این بابت دخترای سطح پایین و معمولی و با حجب و حیا رو درک نمیکنن، چرا ما باید اونا رو درک کنیم؟؟؟ یه کمپین واسه این بذارین یه پسر هم عضو ‌اون نمیشه! 
    پاسخ:
    خب عزیز دل من این ها همه درست خودت میدونی که من هم توی اغلب شون باهات هم نظر هستم. ولی داستان این پست این نیست اصلا، اتفاقا خیلی از این مشکلاتی که گریبان گیر دخترایی مث ما میشه از طرف مادرهاست نه پسرها، این مادرهای محترم، خواستگارهای محترم هستند که نظرشون باعث میشه برخوردهای بعدی اتفاق بیوفته یا خیر.
    بیا به خودمون نگاه نکنیم زهرا جان واقعیت مطلق در جامعه اینه که هم پسرها هم دخترها پول پرست شدن، چون متاسفانه جامعه داره ما رو به سمتی سوق میده که پول شده اولین و آخرین ارزش.
    دیگه کسی نمیگه دختر خوب نجیب، سر به زیر که تا حالا هیچ غلطی نداشته توی زندگیش زن بهتری هست
    همه وقتی میبینن بابای پولداری هست و آینده ای دیگه به ذات دختر فکر نمی کنن
    همین طور درباره ی پسرها، وقتی طرف ماشین زیر پاش فلان چیز باشه، دیگه نمی پرسن قبلا با چند نفر بوده یا چه غلط هایی کرده توی زندگیش!
    این ارزش ها عوض شده و متاسفانه باید بپذیریم این رو.
    این وسط کسی که قربانی میشه قطعا ما معمولی ها هستیم.

    سلام.من بیش از 90 در صد حرف شما در باب ازدواج رو قبول دارم و از این اداب و رسوم اضافی و دست و پاگیر بیزارم ولی سوال  اینه تا کی مردم باید بزنند،تا کی صرفه جو باشن؟اخه مگه تمومی داره..

    و دوم اینکه این میتونه مفید برای مواردی باشه که پسر حداقل یه کاری داشته باشه...حالا طلا نخره و خونه نخره و ماشین نخره و مراسم نگیره این باید بتونه خرج بخور و نمیر دو نفر ادم رو بده؟چیزی که من به وفور دارم میبینم

    چیزی که الان به شدت یافت میشه جوونای درد بدر دنبال کار بیکاره...بدون سرمایه پدر و پشتوانه مالی

    ازدواج که به همون اولش نیست.وقتی قرار نیست بعدشم درست بشه دیگه امیدی نمی مونه.
    پاسخ:
    سلام
    این به نظرم ربطی به شرایط موجود نداره خیلی.
    چون شرایط کشور ما از وقتی من یادم میاد همین بوده قرار هم نیست اصلاح بشه یعنی من به شخصه امیدی به اصلاح ندارم!
    ما تا جایی که یادم میاد یا تو صف اجناس کوپنی بودیم یا تو تحریم یا تو محرومیت مطلق بعد از جنگ.
    در واقع این مطالب برای کسایی هست که حداقل هایی برای شروع یه زندگی رو دارن
    کسی ک هشغل ثابت نداره خب قطعا نمیتونه توی شرایط فعلی ازدواج کنه
    منم با حذف بعضی تشریفات موافقم واقعا، عملا موقع ازدواج داداشم فشار رو احساس کردم، ما اینجا رسم داریم وسایل بزرگ خونه رو باید مرد بخره مثلا یخچال، کولر، تلویزیون، لباس‌شویی و ... و دختر هر چقدر در توانش باشه میاره که عموما لوازم اشپزخونه و خرده چیزهای دیگه است(که اتفاقا رسم خوبیه این مورد)؛ یعنی عمده‌ی فشار روی مردهاست معمولا و خب سخته واقعا اول زندگی، عروسی بگیر، خونه، لوازم خونه، خرج خونه و ...
     ولی حرف‌های بی‌نام رو هم قبول دارم، خیلی از پسرها لیاقت مراعات کردن ندارن باید پوست سرشون رو بکنی تا قدر بدونن، تا بفهمن از سر دوست داشتن بوده که مثلا بعضی چیزها رو نخواستن، خیلی دیدم که میگم،دیدم دختری که اسون‌ گرفته چه فرق‌هایی داره با دختری که پوستشون رو کنده، انگار حکایت همون سیب بالای درخت و سیب نزدیک‌تره، نمیفهن بعضی‌ها واقعا، در کل متعادل باشید نه زیادی اسون بگیرید که خیلی خوش به حالشون بشه قدر ندونن نه زیادی سخت که ده سال طول بکشه تا بتونید برید سر زندگیتون و تازه وقتی رفتید هم تا ۳۰ سال بعدش باید قسطش رو بدید:)
    پاسخ:
    خیلی ممنون
    حالا تصور کن قرار باشه همه ی اون اجناس رو یک جا دختر و خانواده اش بخرن
    و مخصوصا توی تبریز که حتی هزینه ی عروسی هم بین خانواده ها تقسیم میشه.
    من نمیتونم قبول کنم این میزان از عدم اعتماد به پسرها رو، یعنی سعی میکنم خوش بین باشم بهشون
    ولی خیلی زیاد شنیدم این حرف ها رو از هم جنسان خودم که زن بی خرج بی ارج میشه
    به نظرم آقایون باید بیان و توضیح بدن در این خصوص
    مرسی از نظرت فرشته ی مهربان :)
    سلام
    بله، تجمل گرایی یک نوع فقر هست ولی از نوع فرهنگ. باید سعی بشه که خانواده در حد وسع اقدام به خرید بکنن. کسی که توانایی داره نباید افراط بکنه. متاسفانه امروزه فارغ از مسئله چشم به هم چشمی و خرج های سرسام آور، مشکلات اقتصادی و بیکاری هم به فرار افراد از ازدواج یا تاخیر در ازدواج کمک می کنه.
    امیدوارم جامعه از این منجلاب به سلامتی بیرون بیاد.
    پاسخ:
    خب اینکه مشخصه ولی اغلب روی صحبت من با جوون هایی هست که اتفاقا کار خوبی دارن و میتونن ازدواج کنن ولی می ترسن از زیر بار خرج رفتن!
    به نظرم درباره ی صحبت های فرشته وبی نام هم نظرتون رو بگین بد نباشه
    مشکل که فقط مراسم عروسی گرفتن نیست
    هست؟
    بعدش ایراده.
    خونه که باید اجاره بشه باید حداقل ۵۰ پیش بده ماهی هم حداقل دو و نیم اجاره .
    پسر ماهی یک و سیصد حقوقشه و دختر هم ماهی ۸۰۰
    از گوشت و مرغ و میوه و خورد و خوراک روزانه هم هیچی نگم بهتره .
    از اینکه هر لحظه شرایط اقتصادی داره بدتر و بدتر میشه .
    خیلی ها حتی در حد اینکه برن فقط محضر بدون حتی هیچی برن یه خونه اجاره کنن با یه فرش هم نمی تونن!
    پاسخ:
    خب به نظرم تو فقط داری تهران رو در نظر میگیری توی شهر من وضع به این بدی هم نیست. توی محله های متوسط و پایین شهر حتی با این پولی که گفتی حدود 70 میلیون خونه هم میشه خرید.
    یعنی وضع اونقدر هم فاجعه بار نیست خدا رو شکر.
    متوسط با 120 میلیون تومن هم یه آپارتمان نقلی توی جای متوسط و خوب شهر میشه خرید. البته اگر خیلی به شیک بودنش گیر ندیم.
    یعنی با 25 تا 30 میلیون رهن و ماهی پونصد-شیشصد تومن جاهای خوبی میشه خونه رهن و اجاره کرد.
    خب اکثریت رو در نظر بگیریم به نظرم بهتره
    نظرت رو درباره ی دیدگاه دخترامون هم بگی ممنون میشم ازت
    نمیدونم چرا نمیتونم باور کنم که همچین پسری میتونه وجود داشته باشه، نمیخوام به داماد یا کسایی که تو میشناسی جسارت کنم ولی واقعا همچین پسری وجود نداره، سالهای اول همه قربون صدقه ی هم میرن، همه خوب رفتار میکنن، یه مرد بگو بعد از سی سال زندگی بگه زن ازت ممنونم که سالها با تمام کم و بیش های من ساختی و دم نزدی! اصلا بعد از سی سال نه، بعد از ده سال این حرف رو بزنه... باور کن نیست! 
    از طرفی یه سری انتظارا خود به خود بوجود میاد، فک کن ازدواج میکنی و تازه عروسی، توی یه مهمونی دعوت میشی، همه کلی طلا دارن و تو هیچی نداری، نمیتونی بگی زندگی زیباست... ناراحت میشی چون طلا رو همه دوست دارن، محاله یکی بگه دوست نداره... من اگه راضی بشم به جای طلا نقره بگیرم، یعنی از یکی از خواسته هام چشم پوشی کردم... اما کدوم پسری هست که لیاقت همچین کاری رو داشته باشه و قدر بدونه؟ 
    پاسخ:
    خب عزیز من من میگم دیدگاه ها رو تغییر بدیم. من میگم مگه هویت زن، زیبایی یک زن، به طلای تو دست و گردنشه؟ خیلی از آدم هایی که وضع مالی خوبی هم دارن اتفاقا درگیر این مسائل نیستن. چون اونقدر اعتماد به نفس دارن که نیازی نمی بینن با این چیزها خودشون رو زیبا جلوه بدن. زیبایی توی سادگی معنا میشه براشون. بعدش هم میشه به جای طلا از نقره یا استیل استفاده کرد. چه اشکالی داره؟ من میگم بیاییم دیدگاه ها رو تغییر بدیم. باورها ور عوض کینم.
    من نمیگم از خواسته هات چشم پوشی کنی، من میگم درک کنی طرف مقابل رو و طرف مقابل هم تو رو درک کنه.
    قرار نیست تو قربانی بشی این وسط که انتظار داشته باشی قربانی شدنت بهایی داشته باشه
    هر وقت کاری رو با توقع انجام بدیم قطعا ضربه خواهیم خورد.
    امیدوارم پسرها جواب قانع کننده ای برای این دیدگاه ها داشته باشن منتظرم نظر اون ها رو هم بشنوم :)
  • آسـوکـآ آآ
  • مثلا اینکه طلا واسه نمایشه،واقعا نیست، بعد ازدواج واسه دو طرفه، یه نوع سرمایه ست، میفروشن و به یه دردی میزنن.

    اما بقیه حرفات
    خونه قرار نیست دویست متر باشه تو بالاشهر و واسه خود پسر، یه خونه رهنی کوچیکتر هم کافیه واسه شروع. قرار نیست چیزی که پدر ما بعد از 50 سال زحمت بدست آورده پسر تو شروع زندگی داشته باشه.
    جهیزیه هم در حد چیزایی که واسه استارت زندگی لازمه کافیه، بقیه رو باید خودشون بدست بیارن.
    مراسمات هم همه تشریفاتیه. در حد یه شام تو یه رستوران قابل قبوله ولی خداییش بقیه ش نمایشه.
    تازه مراسمات بی پایه ای دارن بعضیا، مثل جهازدیدن
    اینا دیگه واقعا غیر قابل هضمه
    مشکل اینجاست که همه میدوننا اما میگن"وای مردم چی میگن"
    و تا وقتی آدما به مردم چی میگن فکر کننهیچ اتفاق خوبی نمیفته...

    پاسخ:
    خیلی ممنونم از نظرت عزیزم😍

    منم نگفتم طلا واسه نمایشه خودم عاشق طلام از اون دخترایی که حتی حلقه مورد علاقه ام رو سالها پیش انتخاب کردم.
    میگم توی این شرایط که طلا 200 و خرده ای شده میشه جهادی عمل کرد و نخرید. چون واقعا فشار زیادی به پسر وارد میکنه. ساده ترین حلقه ها الان چند میلیون قیمتشونه.


  • آسـوکـآ آآ
  • واقعا به نظرم بعضی سختگیری ها لازمه.
    اما اونایی که واسه نمایش دادن هستن باید حذف شن.
    به شخصه با ریخت و پاش مخالفم
    اما با اینکه زیاد هم سبک گرفته شه مخالفم:-)
    پاسخ:
    خب سبک گرفتن رو توضیح بده
    ریخت و پاش رو هم توضیح بده

  • استاد بزرگ
  • سلام.
    فکر نکنم این آداب و رسوم غلط حالا حالا ها برچیده بشه.
    :)
    پاسخ:
    سلام
    هر چیزی قابل تغییر هست
    به شرطی که حمایت بشه ازش
    نسرین جان من صد درصد موافقم که بهتره خیلی از تشریفات حذف شه، خدا روشکر ما هم اصلا اهل چشم و هم چشمی و تشریفات آنچنانی نبودیم و نیستیم اما اگه از همون اول پسر رو درک کنیم کمتر پسری هست که بعدها که وضعش خوب شد قدر اون فداکاری ما رو بدونه و بفهمه که تازه عروس بودیم و دلمون طلا میخواست اما نقره خریدیم، دلمون میخواست مراسم آنچنانی داشته باشیم اما به یه مراسم ساده قناعت کردیم... پسرا این چیزها رو نمیفهمن و اگه حرفی بشه میگه تو مونده بودی رو دست پدر و مادرت که با شرایط ساده هم راضی به ازدواج شدی که نمونی خونه! پسرا میگن... هرچقدر خوب باشن، هرچقدر تحصیل کرده باشن، هرچقد اهل دین و ایمان باشن... آدم مجرد بمونه بهتر از اینه که زخم زبون هایی رو بشنوه که بخاطرش از خیلی از آرزوهاش گذشته که فقط سنت پیامبر (ازدواج) رو انجام داده باشه... 
    بخدا پسرا نمیفهمن... پسرا به کسایی ارزش میدن که واسش خرج کنن، سختی بکشن، واسه خواسته هاش صبح تا شب مثل چی تلاش کنن و زجر بکشن! به دختری که قانع باشه میگن دم دستی... میگن ارزون... میگن بی ارزش... به خدا میگن... به قران میگن! 
    پاسخ:
    من قبول دارم حرف هاتو
    ولی باور کن خیلی هاشون اینجوری نیستن
    من خیلی ها رو دیدم که بعد چند سال هنوزم قدر دان اون ملاحظه های اول زندگی هستن
    یکی اش داماد خودمون یا پسر خاله هام و....
    این تفکر نیاز به اصلاح داره
    چه از طرف دخترها چه پسرها و چه خانواده ها
    یه انقلاب فرهنگی بزرگ لازم داره اصلا
    ولی نکته ی اصلی من این بود که اصلا توقعی نباشه که بعدا انتظاری ایجاد بشه
    من نمیگم طلا دلت بخواد ولی ناچاری نقره بخری
    من میگم راضی باشی به قشنگی های زندگی به ساده ترین شکل ممکن
    شاید ریشه در همین جاست که بادی اصلاح بشه
    هست
    پاسخ:
    نظر شمام برای خودتون محترم هست لابد!
    ازدواج کیلو چند؟
    پاسخ:
    کیلیویی نیست فک کنم:(

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">