زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی

زمزمه های تنهایی

سلام!
از اینکه اندازۀ هیچ کدام از شما خوب نمی‌نویسم، لجم می‌گیرد. از اینکه هر روز یک وبلاگ جدید پیدا می‌کنم که نوشته‌هایش تا مدتها میخکوبم می‌کند، لجم می‌گیرد. از اینکه مجبورم مدام به تک‌تک‌تان لبخند بزنم و هیچ وقت نمی‌توانم جواب دندان‌شکنی به بعضی‌هایتان بدهم، بیشتر لجم می‌گیرد. از اینکه گاهی وقت‌ها حوصله‌سر‌بر می‌شوم هم لجم می‌گیرد. از اینکه گاهی دلم بیشتر از هر وقت دیگری پر شده است ولی نمی‌توانم بنویسم لجم می‌گیرد. از اینکه اینجا اینقدر برای من مهم شده است ولی برای هیچ کدام شما مهم نیست، هم لجم می‌گیرد. از اینکه دوست‌تان دارم و نمی‌توانم بهتان بگویم، هم لجم می‌گیرد. از اینکه نمی‌توانم هر وقت دلم خواست پست بگذارم و هر چیزی که دلم خواست توش بچپانم، بیشتر لجم می‌گیرد. از اینکه مجبورم صبح‌ها سر یک ساعت مشخص بیدار شوم و شب‌ها سر یک ساعت مشخص بخوابم لجم می‌گیرد. از اینکه می‌دانم هر شروعی یک پایانی دارد هم لجم می‌گیرد. از اینکه نمی‌آیید بی‌هوا برام کامنت بگذارید، هم لجم می‌گیرد. حتی از اینکه پست‌های جدیدم را می‌بینید و انگار نه انگار و صفحه را می‌بندید و می‌روید هم لجم می‌گیرد.
اما در کنار همۀ این ها اینجا یک عدد نسرینِ خوشحال هست، که دوست دارد تا ابد برای شما بنویسید. برای شما خواننده‌های خاموش و بی‌حوصله. برای شما بلاگر‌هایی که دوستش ندارید حتی. اینجا مهمترین بخش دنیای مجازی من است. دنیای که در آن یک معلم ادبیات نشسته است و از دل مشغولی‌هایش برای شما حرف می‌زند. این نسرینِ گاه خوشحال و گاه غمگین، زادۀ قلب بهار، یعنی اردی‌بهشت است، حالا در نیمۀ مرداد نود و هشت، سی و یک سالگی‌اش را زندگی می‌کند.

بایگانی
نویسندگان

نوا نگار

پنجشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

هوالمحبوب


 

این آهنگ دقیقا همان چیزی است که همیشه وقتی به تو فکر میکنم توی ذهنم شکل می گیرد. غصه ای از دل برآمده، نمکی روی زخم، تنهایی در جمع.

برای همین است که هیچ وقت نمیتوانم این تِرَک را تا انتها گوش دهم، شاید چون مرا یاد تو می اندازد، انگار این مرد، آرشه را بر تن نزار من می کشد نه بر تن ساز جادویی اش. موسیقی اختراع عجیبی است، چطور یک نفر می توانسته سازش را بردارد و تو را بنوازد؟ چطور یک نفر می توانسته تمام فراز و فرودهای یک زندگی را با بالا و پایین کردن نت های موسیقی بنوازد؟ حقیقتا جادوی غریبی است موسیقی. داشتم فکر می کردم که نت های زیر می توانست لحظه های عاشقانه ی من و تو باشد، لحظه هایی که قرار بود بسازیمش، نت های بم می توانست سختی هایی باشد که قرار بود از پسش بر بیاییم. حالا من توی اتاق کوچکم نشسته ام و این ترک غمگین پر از حس و حال زندگی را مدام پلی می کنم و هر بار قبل از پایان غصه ام میگیرد و دوباره.....


+برای ترک ششم از موسیقی های انتخابی رادیو بلاگی ها


+دعوت از حوا، بهار، جناب منزوی


دریافت

پادکست از جناب صاد

  • نسرین

او جان

نظرات  (۱۸)

  • جناب منزوی
  • سلام بر همکار گرامی :)
    و دوباره ... زندگی در جریان است.
    موسیقی زندگیتان شادِ شاد :)
    زیبا نگاشتید
    پاسخ:
    سلام
    چه جالب من نمیدونستم همکاریم :)
    متشکرم

    امروز یه حس عجیبی داشت هوا ..
    پاسخ:
    چه جور حسی؟؟ 
    ابری غم
    پاسخ:
    من که خونه بودم
    اونقدر درگیر کار بودم 
    متوجه هوا نشدم
    روزهای پاییزی اغلب دلگیرن
  • آقاگل ‌‌
  • سلام.
    از دو نفر هم دعوت می‌کردید که مشارکت بیشتر بشه خب. :)
    پاسخ:
    سلام
    یادم رفت 😅
    من هوای خارحو نیگم
    پاسخ:
    میدونم
    منم هوای داخل رو گفتم :)
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • این ترک هر چی غم داریم و نداریم رو میاره تو ذهنمون:|
    حق داری تا آخرش گوش نکنی!
    پاسخ:
    :)
    خوشحالم که موافقی باهام
  • جناب منزوی
  • ممنونم :)
    پاسخ:
    خواهش میکنم
    منتظر پست تون هستیم :)
    مرسی نسرین جان حتما مینویسم در موردش
    پاسخ:
    منتظرم :)
  • حامد سپهر
  • موسیقی اختراع عجیبی است، چطور یک نفر می توانسته سازش را بردارد و تو را بنوازد؟

    عاااالی نوشتین:)

    پاسخ:
    شما عالی خوندین
    ممنونم از لطف تون
    یکم فرصت بهم بدید :))
    پاسخ:
    چشم عزیزم
    تا بیستم وقت داری🙃
    ما یه روز هدفونمون گم شدا
    حالا هم ویس میذارن!
    اَی خِدا
    پاسخ:
    خب بدون هدفون گوش بدین
    نمیشه؟ 
    نه جاییم نمیشه
    اونم آهنگای شیش در هشت شماها...یهو صدای آهنگ دیمبیلی دیمبو باشه پاک آبروم رفته:)
    پاسخ:
    آهنگ نیست
    پادکست همین پست خودمه
    یادم نمیاد تا حالا آهنگ شیش و هشت گذاشته باشم. 
    با صدای دلنیشین حضرتعالی نکنه:)  با لهجه فارسیِ ترکی زده!
    پاسخ:
    من اصراری ندارم شما گوش بدینا🙂
    صدای خودمم نیست در ضمن. 
    فعلا محرومید از شنیدنش

    میدونم خسران بزرگی میکنم
    امیدوارم خدای بزرگ این خسران رو برام جبران کنه:)
    پاسخ:
    نه اتفاقا خسران نیست
    هرکس علاقه ای داره
    شمام مجبور نیستین لحن ترکی زده ی منو گوش بدین
    البته این پادکست رو یه دوست وبلاگی با لحن فارسی سلیس خوندن. 
    ناراحت نشید حالا
    آذری ها اتفاقا لهجه قشنگی دارن
    شما بودید یه متن رو میخوندید و ویسشو میذاشتید اینجا؟
    پاسخ:
    چرا باید ناراحت بشم؟ 
    من که عاشق لهجه و زبون تورکی ام هستم
    شماره باید ناراحت بشین که دارین جدی جدی شوخی میکنین. 
    من گاهی شعر میخونم و میذارم  
    پست هامو نمیخونم
    به جز پست ترکی
    نهایت غم توش بود 
    غم و غم و غم 
    آهنگ رو میگم
    مثل اون آهنگایی که خودم با خودم قدیما میساختم و زمزمه می کردم 
    پاسخ:
    موافقم
    شدیدا موافقم
  • پریسا سادات ..
  • خیلی عالیه:)
    پاسخ:
    ممنونم پریسای عزیز
    زنده باد :)
    پاسخ:
    تشکر

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">